فرا تحلیل اثر کودهای زیستی و آلی بر عملکرد دانه سیاهدانه(Nigella sativa L.) و زیره سبز (Cuminum cyminum L.)

نویسندگان

1 گروه کشاورزی اکولوژیک، پژوهشکده علوم محیطی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران

2 گروه کشاورزی اکولوژیک، پژوهشکده علوم محیطی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران

3 مدیر تحقیقات هلدینگ کشاورزی و دامپروری سازمان اتکا، تهران، ایران

4 گروه هواشناسی کشاورزی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه فردوسی، مشهد، ایران

doi
10.48308/envs.2024.1438
چکیده

سابقه و هدف: کشاورزی پایدار و ارگانیک در حال تبدیل‌شدن به رویکرد تولیدی جایگزین با تأکید بر فرایندهای اکولوژیکی همراه با تضمین سلامت انسان و محیط‌زیست است. بااین‌حال، نگرانی‌هایی در مورد عملکرد تولید کشاورزی پایدار و ارگانیک و پاسخگویی به تقاضای جمعیت در حال رشد وجود دارد. هدف از این مطالعه تجزیه‌وتحلیل آماری آزمایش‌های مستقل مطالعات گیاهان دارویی با بررسی تلفیقی و کمی مطالعات و تأثیر نهاده‌های مختلف بر عملکرد دانه گیاهان سیاهدانه (Nigella sativa L.) و زیره سبز (.Cuminum cyminum L) در 20 سال گذشته با روش فراتحلیل بود.مواد و روش‌ها: فراتحلیل به بررسی و تحلیل یافته‌های پژوهشی موجود در یک حوزه خاص می‌پردازد. این روش به پژوهشگر این امکان را می‌دهد که با بهره‌گیری از اطلاعات به‌دست‌آمده از تحقیقات پیشین، مقایسه و بررسی دقیق‌تری انجام دهد و در مورد پدیده‌ها، درک عمیق‌تری پیدا کند. بر اساس روش Roses و انتخاب مطالعات مرتبط مجموعاً 74 مقاله انتخاب ‌شد که 42 مقاله مربوط به سیاهدانه و 32 مقاله مربوط به زیره سبز بود. در رابطه با هر گروه اندازه اثر هجس، خطای انتشار (با اسـتفاده از همبسـتگی بگ و مازومدار) و ضریب همبستگی تای کندال محاسبه و نمودارهای قیفی با استفاده از نرم‌افزار Comprehensive Meta-Analysis ترسیم شدند. به‌منظور برازش و اصلاح نمودارهای قیفی نیز از روش دوال و تیودی استفاده شد.نتایج و بحث: بر اساس نتایج، اندازه اثر هجس به ترتیب برای گروه‌های مایکوریزا، ورمی کمپوست، کود دامی، هیومیک اسید و کودهای زیستی (پایه باکتری) بالاترین تأثیر را بـر عملکرد دانه سیاهدانه داشتند. در مقابل برای زیره سبز اندازه اثر هجس به ترتیب برای گروه‌های کود دامی، مایکوریزا و هیومیک اسید با اختلاف اندکی تاثیر برابری بر عملکرد دانه زیره سبز داشتند. همچنین تیمار ورمی کمپوست مقدار اندازه اثر بیشتری نسبت به کود زیستی نشان داد. نتایج آزمون همبستگی بگ و مازومدار برای تمام تیمارهای کودی بالاتر از ضرایب تعیین شده بود که نشان دهنده همگن بودن مطالعات فراتحلیل است. بنابراین با اطمینان 95 درصد مصرف این کودها در گیاهان دارویی سیاهدانه و زیره سبز توصیه می‌شود. آزمون N ایمن از خطای کلاسیک نیز در تمام تیمارها مقدار مناسب و قابل‌توجهی بود؛ که نشان‌دهنده دقت و صحت بالای مطالعات و نتایج به‌دست‌آمده در این تحقیق بود. ارزیابی و تعدیل سوگیری انتشار با روش برازش دوال و تویدی نشان داد 5 مطالعه به‌منظور تقارن کامل نمودار قیفی در فراتحلیل گروه‌های کودهای زیستی در گیاه سیاهدانه نیاز است. همچنین برای باید 1 مطالعه به مطالعات اثر هیومیک اسید برای گیاه زیره سبز و 1 مطالعه به مطالعات اثر هیومیک اسید برای هر یک از گیاهان سیاهدانه و زیره اضافه گردد.نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه به تأثیر مثبت تیمارهای کودی زیستی و دامی بر رشد و عملکرد گیاهان دارویـی سیاهدانه و زیره سبز بر اساس شواهد علمی موجود تأکید دارد؛ بنابراین می‌توان در سیستم‌های کشت ارگانیک به‌عنوان مواد مجاز و همچنین به‌صورت تلفیقی با کودهای شیمیایی در سیستم‌های رایج و عملیات خوب کشاورزی استفاده نمود. به‌طورکلی نتایج تحقیق نشان داد اکوسیستم‌های کشاورزی پایدار و ارگانیک توان تولید مناسب را علیرغم شکاف عملکردی نسبت به اکوسیستم‌های کشاورزی رایج دارا هستند و می‌توان با مدیریت یکپارچه شکاف عملکرد بین سیستم‌های رایج و پایدار را کاهش داد.