تحلیل عوامل پیش برنده و بازدارنده مدیریت منابع آب روستایی ( مطالعه موردی: اسلام آباد غرب)
نویسندگان
1 گروه برنامه ریزی شهری و روستایی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران
2 گروه برنامه ریزی شهری و روستایی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران
doi
10.48308/envs.2024.1445چکیده
سابقه و هدف: در فرایند توسعه روستاها، برنامهریزی توسعه مدیریت منابع آب ، مقوله مهم و موثری است و تحقق اهداف توسعه روستایی رابطه مستقیمی با فرایند برنامهریزی مدیریت منابع آب دارد. لازمه دستیابی به این هدف، شناسایی عوامل پیشبرنده و بازدارنده موثر در تحققپذیری اهداف طرحهای توسعه مدیریت منابع آب روستایی است. با توجه به اهمیت این موضوع، هدف پژوهش حاضر، تحلیل عوامل پیشبرنده و بازدارنده موثر در مدیریت منابع آب روستایی در اسلام آباد غرب واقع در استان کرمانشاه است.مواد و روش ها: پژوهش حاضر، پژوهشی کاربردی و توصیفی- تحلیلی است. در این راستا 130 نفر از کارشناسان و ساکنان بومی روستایی با استفاده از جدول مورگان به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. پس از جمع آوری داده ها، برای تجزیه و تحلیل از تحلیل عامل اکتشافی استفاده گردید. به منظور استخراج عامل ها از روش تحلیل مؤلفه های اصلی استفاده گردید. برای نوع چرخش عاملی از روش غیرمتعامد (چرخش هایی که فرض می کنند عوامل، همبستگی ندارند) و واریمکس (برای ساده سازی ستون ماتریس فاکتور) بهره گرفته شد. بدین ترتیب ابتدا به منظور شناسایی عوامل پیش برنده مدیریت منابع آب روستایی، مجموع 38 متغیر (گویه) در تحلیل عاملی وارد شد و در گام دوم نیز به منظور شناسایی عوامل بازدارنده مدیریت منابع آب روستایی، مجموع 33 متغیر (گویه) در تحلیل عاملی وارد گردید. در ادامه برای محاسبه روایی واگرا در مدل معادلات ساختاری حداقل مربعات جزئی از شاخص فرونل و لارکر استفاده شد.نتایج و بحث: نتایج پژوهش نشان داد که عوامل موثر در مدیریت منابع آب روستایی شهرستان اسلام آباد غرب شامل 5 عامل مدیریت انسانی، اقتصادی، اجتماعی، حقوقی و اجرایی بودند. عامل مدیریت انسانی به عنوان مهمترین عوامل پیشبرنده و بازدارنده تحقق اهداف طرحهای توسعه روستایی در شهرستان اسلام آباد غرب شناسایی شد. این عامل نقش مهمی در توسعه منابع آب روستایی داشته و در واقع از عوامل مهم و انجام طرحهای توسعه منابع آب روستایی بوده است. محاسبه شاخص فرونل و لارکر نشان داد که هر 5 عامل موثر را که عناصر پیش برنده و بازدارنده مدیریت منابع آبی روستایی است محاسبه می نماید. همچنین میزان chi-square در سطح خطای 5 درصد معنادار بوده و نسبت chi-square به درجه آزادی بیانگر تناسب ایده آل طرح می باشد. نتایج شاخص RMSEAنیز نشان دهنده برازندگی خوب می باشد. ضرایب شاخص های NFI،AGFI ،GFI ،CFI و NNFIدر شرایط ایده آل سنجش شدند. بر همین اساس، می توان گفت کلیه ابزارهای تحقیق تناسب ایده آل و مورد پذیرش را دارند.نتیجه گیری: در پایان پژوهش مشاهده گردید که در مناطق روستایی شهرستان اسلام آباد هرچند خدمات گستردهای از سوی دولت ارائه شده و پیشرفتهای چشمگیری نیز به دست آمده، ولی اثر عوامل مدیریت انسانی به عنوان عنصر اساسی پیش برنده و بازدارنده در مدیریت منابع آب روستایی، بهبود مدیریت منابع آب روستایی باید مورد توجه مسئولین و برنامه ریزان توسعه منابع آب روستایی قرار گیرد. هنوز فاصله واقعیتهای موجود و اهداف پیشبینی شده بسیار است و جامعه روستایی شهرستان اسلام آباد با چالش های فراوانی روبروست.نتیجه گیری: در پایان پژوهش مشاهده گردید که در مناطق روستایی شهرستان اسلام آباد هرچند خدمات گستردهای از سوی دولت ارائه شده و پیشرفتهای چشمگیری نیز به دست آمده، ولی اثر عوامل مدیریت انسانی به عنوان عنصر اساسی پیش برنده و بازدارنده در مدیریت منابع آب روستایی، بهبود مدیریت منابع آب روستایی باید مورد توجه مسئولین و برنامه ریزان توسعه منابع آب روستایی قرار گیرد. هنوز فاصله واقعیتهای موجود و اهداف پیشبینی شده بسیار است و جامعه روستایی شهرستان اسلام آباد با چالش های فراوانی روبروست.