ارزیابی برنامه آمایش سرزمین با رویکرد نظارت بر عرضه و تقاضای خدمات اکوسیستمی در سناریوهای مختلف تغییرات اقلیمی

نویسندگان

1 گروه برنامه ریزی و طراحی محیط ، پژوهشکده علوم محیطی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران

2 گروه برنامه ریزی و طراحی محیط ، پژوهشکده علوم محیطی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران

3 گروه برنامه ریزی و طراحی محیط ، پژوهشکده علوم محیطی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران

doi
10.48308/envs.2025.237337.1454
چکیده

سابقه و هدف: در سال‌های اخیر تغییرات سبک زندگی و توسعه شهرنشینی جوامع از یک‌سو و تغییرات کلان محیطی، از جمله تغییرات اقلیمی، از سوی دیگر باعث تغییر در ساختار فضایی سرزمین و انتقال منابع بین بخش‌های مختلف اقتصادی در مناطق مختلف سرزمینی شده است. برنامه‌های بلندمدت توسعه فضایی سرزمین (آمایشی) به دلیل ماهیت زمانی و جامع‌نگری آن ها، لازم است بتوانند با تغییرات محیط سازگار بوده و از انعطاف‌پذیری لازم در مقابل تنش‌ها و تغییرات کلان محیطی برخوردار باشند. تعادل فضایی به مفهوم انطباق عرضه و تقاضای خدمات اکوسیستمی، به‌عنوان هدف و دستاورد نهایی برنامه آمایش سرزمین ازجمله مواردی است که در بلندمدت تحت تأثیر این تغییرات کلان قرار می‌گیرد. میزان انطباق یک برنامه آمایشی با تغییرات محیطی، نشانگر سازگاری آن با روند تغییرات بوده و لازمه سنجش این سازگاری، استفاده از مدل‌ها و روش‌های شبیه‌سازی اثرات تغییرات محیطی، ازجمله تعییرات اقلیمی، بر برنامه توسعه فضایی سرزمین است. مواد و روش‌ها: مدل‌های یادگیری ماشین، شامل اتومای سلولی، جنگل تصادفی و مدل‌های رگرسیونی، در قالب مدل PLUS برای شبیه‌سازی نقشه‌ی پوشش اراضی در سال‌های 2000، 2010 و 2020، و پیش‌بینی پوشش اراضی در سناریوهای مختلف تغییرات اقلیمی در یک افق 25 ساله برای مناطق گرم و خشک استان کرمان شامل مناطق برنامه‌ریزی کرمان-بردسیر و بافت-رابر-برزویه استفاده‌ شد. مدل 2010-2020 با ضریب کاپای 94/0 و دقت کلی 98/0 به‌عنوان مدل منتخب این شبیه‌سازی به کار گرفته شد. درنهایت هم‌پوشانی تغییرات کلاس‌های پوشش اراضی در چهار سناریو با برنامه توسعه بخش کشاورزی در سند آمایش استان کرمان انجام شد و سهم نیروهای محرکه تغییرات کاربری نیز محاسبه گردید. سرانجام تناسب عرضه و تقاضای خدمات اکوسیستمی بر مبنای تغییرات کلان اقلیمی، برای منطقه مدل‌سازی شد.نتایج و بحث: نتایج نشان داد که اراضی تحت ساخت‌وساز انسانی بیشترین درصد تغییرات را طی بازه زمانی موردمطالعه داشته است. به دلیل اقلیم گرم و خشک منطقه، افزایش زمین‌های تحت کشت و کار همسو با افزایش جمعیت در این منطقه صورت نگرفته است. همچنین نقشه پتانسیل توسعه هرکدام از کلاس‌های پوشش اراضی در منطقه موردمطالعه نشان از تغییرات قابل‌توجه اراضی کشاورزی و اراضی انسان-ساخت می‌باشد. در خصوص اثر نیروهای محرکه، بسته به نوع کاربری هریک از عوامل محرکه سهم متفاوتی بر مقدار تغییرات را نشان داد. عوامل ارتفاع، بارندگی و دما به ترتیب با ضرایب 45/0، 35/0 و 15/0، مهم‌ترین عوامل و نیروهای مؤثر بر تغییرات کاربری اراضی در منطقه موردمطالعه بودند. مدل‌سازی تغییرات کاربری اراضی همسو با سناریوهای تغییر اقلیم نشان داد که برنامه‌ی طراحی‌شده با هیچ‌کدام از سناریوهای محتمل انطباق نداشته و از این حیث برنامه طراحی‌شده دارای عدم تعادل فضایی است. در نتیجه، این بخش با تغییرات اقلیمی محتمل در این منطقه سازگاری ندارد، که این امر در قالب مقایسه عرضه از طریق تولید در اراضی کشاورزی و تقاضا از طریق افزایش جمعیت انسانی در منطقه منتج شد.نتیجه‌گیری: تلفیق عوامل اقتصادی و اجتماعی و محیطی برای پیش‌بینی کاربری‌های اراضی در جهت اجرای توسعه پایدار ضروری است و مدل‌های یادگیری ماشین برای شبیه‌سازی تغییرات پوشش اراضی و تخمین عرضه محیطی، این امکان را فراهم می‌آورد تا بتوان برنامه‌های آمایشی را مورد ارزیابی قرار داد و برای سناریوهای مختلف مخصوصاً در اراضی فوق گرم و خشک انعطاف لازم را ایجاد نمود تا از طریق سازگاری، بتوان به اهداف توسعه پایدار در این مناطق دست یافت.