ارزیابی زیستگاه کل و بز (Capra aegagrus) و دادهکاوی مکانی لکههای داغ زیستگاهی در منطقه ی حفاظتشده درونه، خراسان رضوی
نویسندگان
1 گروه نظارت و پایش، اداره حفاظت محیط زیست، بردسکن، مشهد، ایران
2 گروه زیستگاهها و امور مناطق، اداره کل حفاظت محیط زیست، مشهد، ایران
3 گروه محیط زیست، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه صنعتی اصفهان، اصفهان، ایران
4 گروه علوم و مهندسی محیط زیست، دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه اردکان، اردکان، ایران
doi
10.48308/envs.2024.1418چکیده
سابقه و هدف: تخریب زیستگاه از اصلیترین عوامل تهدیدکننده تنوع زیستی است. امروزه، پستانداران بزرگجثه، بویژه علفخوارانی همچون کل و بز، بیش از دیگر گونههای حیات وحش در معرض تخریب و نابودی زیستگاه قرار دارند. از اینرو، پیشبینی پراکنش یک گونه در زیستگاه به عنوان عنصر اساسی زیستشناسی حفاظت مطرح است. با وجود پراکنش گسترده گونه کل و بز در ایران، اطلاعات دقیقی از انتخاب زیستگاه آن بویژه در مناطق شمال شرقی کشور در دسترس نیست. بر ایناساس، شناسایی و ارزیابی الگوهای مکانی لکههای داغ زیستگاهی این گونه در این مناطق ضروری است. هدف از این مطالعه، ارزیابی زیستگاه گونه کل و بز در منطقه یحفاظتشده درونه در استان خراسان رضوی و شناسایی لکههای داغ زیستگاهی آن است. مواد و روشها: بدین منظور، پس از جمعآوری دادههای حضور گونه، با روش پیمایش میدانی و مشاهده مستقیم و نمایههای برجای مانده از آن، همچون سرگین و ردپا در طی چهار فصل بهار، تابستان، پاییز و زمستان سال 1402 و ثبت موقعیت آنها با کمک دستگاه موقعیتیاب جهانی و همچنین آمادهسازی دادههای محیطی شامل ارتفاع، شیب، جهت، فاصله از مناطق مسکونی، فاصله از منابع آب و فاصله از جاده، مطلوبیت زیستگاه این گونه با بهرهگیری از نرمافزار MaxEnt و روش بینظمی بیشینه مدلسازی شد. تعداد داده حضور برای ورود به مدل 79 نقطه بود. در گام بعدی، دادهکاوی مکانی لکههای داغ زیستگاهی با بهرهگیری از آمار فضایی و دو رویکرد تحلیل لکههای داغ گیتس ارد جی (Getis-Ord Gi) و تحلیل خودهمبستگی مکانی تحلیل خوشه و ناخوشه موران محلی (Anselin Local Moran's I) در محیط سامانه اطلاعات مکانی GIS انجام شد و در پایان، عملکرد این رویکردها با کمک نمودار مشخصه عملکرد ارزیابی شد. نتایج و بحث: نتایج نشان داد که نواحی مرکزی منطقه یمطالعاتی دارای بیشترین پتانسیل برای رفع نیازهای زیستگاهی کل و بز در منطقه یمورد بررسی است و مدل از توانمندی بالایی برای پیشبینی پراکنش گونه کل و بز در این منطقه برخوردار است. حساسیتسنجی مدل با بهرهگیری از روش جکنایف مشخص کرد که متغیرهای فاصله از منابع آبی، فاصله از مناطق مسکونی و فاصله از جاده از اولویت بالاتری برای مطلوبیت زیستگاه گونه کل و بز در این منطقه برخوردار هستند. نتایج دادهکاوی مکانی نشان داد که روش گیتس ارد جی از دقت بیشتری برای شناسایی لکههای زیستگاهی گونه مورد نظر برخوردار است و لکههای داغ زیستگاهی را با دقت 94 درصد شناسایی میکند. نتیجه گیری: ارزیابی مطلوبیت زیستگاه حیاتوحش برای اثربخشی راهبردهای حفاظت از تنوع زیستی ضروری است. بر اساس نتایج این پژوهش مشخص شد که هر دو رویکرد بهکاررفته، به طور نسبی از توانمندی خوبی برای شناسایی لکههای داغ زیستگاهی و مناطق دارای اولویت حفاظتی برای گونه کل و بز برخوردار هستند و میتوانند بعنوان معیار مناسبی برای سنجش دقت مدلسازی زیستگاه گونه کل و بز در منطقه مطالعاتی بکار روند. بطور کلی، شناسایی لکههای داغ زیستگاهی ابزار نیرومندی برای یکپارچهسازی رویکردهای مدیریت حیاتوحش و حفاظت از تنوع زیستی است. نتایج این مطالعه میتواند به منظور شناسایی لکههای دارای ارزش حفاظتی بالا مورد بهرهبرداری مدیران حیات وحش قرار گیرد و رویکردهای مدیریتی و حفاظتی مرتبط با زیستگاههای مطلوب کل و بز را در منطقه مطالعاتی بهبود بخشد.