تعارض در بهره‌برداری از منابع طبیعی حوضه آبخیز شهرستان بروجرد: یک تحلیل علّی

نویسندگان

1 گروه ترویج و آموزش کشاورزی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه بوعلی‌سینا، همدان، ایران.

2 گروه ترویج و آموزش کشاورزی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه بوعلی‌سینا، همدان، ایران.

3 گروه ترویج و آموزش کشاورزی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران

doi
10.48308/envs.2024.1399
چکیده

سابقه و هدف: بیش از سه چهارم مساحت ایران را منابع طبیعی تشکیل داده است که بعنوان بستر امنیت غذایی و تولید در بخش کشاورزی تلقی می‌شود؛ لیکن تعارض در بهره‌برداری‌ از این منابع سبب افول این موهبت گردیده است. این در حالی است که علاوه بر اختلاف میان بهره‌برداران، مدیریت بخش دولتی منابع طبیعی با ذینفعانی که در سامانه‌های عرفی آن زندگی می‌کنند در تعارض است. در این میان، نقش بهره‌برداران و نوع بروز رفتار زیست‌محیطی آنها که سبب بروز تعارض می‌شوند، می‌تواند در مدیریت مناقشات و همکاری بهتر در حفاظت و بهره‌برداری پایدار منابع طبیعی نقش مهمی را ایفا نماید. حوضه آبخیز گوشه محسن‌بن‌علی شهرستان بروجرد، سهم قابل توجهی از کل پرونده‌های تشکیل شده توسط بخش دولتی از جهت تعارض با بهره‌برداران روستاهای آن دارد. بر این اساس، هدف این مطالعه بر تحلیل علّی تعارض در بهره‌برداری از منابع طبیعی حوضه آبخیز شهرستان بروجرد قرار گرفت. مواد و روش‌ها: این تحقیق کاربردی با رویکرد دیدمانی کمی انجام شد. روش تحقیق، توصیفی ـ همبستگی و علّی ـ رابطه‌ای بود که با استفاده از فن پیمایش انجام شد. .حجم نمونه شامل 359 نفر از بهره‌برداران حوضه آبخیز گوشه محسن‌بن‌علی شهرستان بروجرد بودند که با توجه به عدم اطمینان از بازگشت پرسشنامه‌ها و احتمال عدم پاسخ توسط بهره‌برداران، 400 پرسشنامه میان ایشان توزیع گردید. دراین پژوهش برای توصیف داده‌ها از بهره‌برداران منطقه، شامل 13 روستا و همچنین برای آزمون صحت آزمون مدل نظری تحقیق هم از نرم‌افزار Smart PLS4 استفاده گردید. نتایج و بحث: یافته‌ها نشان داد که تعارض غالب میان ذینفعان منابع طبیعی در منطقه مورد مطالعه، از نوع "پنهان" است. بر این اساس، برای مدیریت آن باید از تسری و سر باز نمودن این نوع تعارض که ریشه‌دار است جلوگیری به‌عمل آید. همچنین، لازم است برنامه‌ریزی برای مدیریت تعارضات منابع طبیعی، مسن بودن جامعه بهره‌بردار و وابستگی به معیشت دامداری مورد نظر قرار گیرد. تمرکز بر تجارب ارائه خدمات خوب به روستاییان و جبران کاستی‌ها و تجارب بد بهره‌برداران از اقدامات دولت باتوجه به اینکه دیدگاه زمانی غالب آنها از نوع "گذشته‌نگر" است" باید در رفع تعارضات ملاک عمل قرار گیرد. همچنین متغیر "دلبستگی مکانی" روستاییان به عنوان یک مداخله‌گر مد نظر قرار گرفته و در کنار آن از طریق آموزش و ترویج کاربردی و افزایش دانش و آگاهی بهره‌برداران، هنجارهای زیست‌محیطی آنها برای آگاهی از نتایج و پیامدهای تعارض تحت تأثیر قرار گیرد تا رفتارهای زیست‌محیطی مناسبی در حاصل شود در نهایت، بر اساس چارچوب مفهومی پیشنهادی که هسته مرکزی آن بر اساس هسته مرکزی نظریه ارزش ـ باور ـ هنجار شکل گرفت، نتایج تحلیل علّی رفتار تضاد بهره‌برداران در مواجهه با منابع طبیعی در قالب یک زنجیره علّی ارائه گردید.  نتیجه‌گیری: نتایج حاکی از آن بود که "تعارض پنهان"، در منطقه مورد مطالعه، تعارض غالب است. دلبستگی مکانی بهره‌برداران نسبت به محل زیست خود "خوب" است. همچنین، نگرش زمانی غالب مخاطبان، "گذشته‌نگر" بود و  نگرش ارزشی زیست‌محیطی ایشان "نوع‌دوستانه" بود. سطح هنجارهای زیست‌محیطی آنها هم در سطح "خوب" بود. در تحلیل علّی هم، "دلبستگی مکانی" و چشم‌انداز زمانی" بر رفتار تعارض بهره‌برداری از منابع طبیعی تأثیر معنی‌دار داشت ولی "هنجارهای زیست‌محیطی" تأثیری روی رفتار تعارض بهره‌برداران نداشت. این موارد در قالب یک رویکرد اخلاقی بر اساس نظریه ارزش ـ باور ـ هنجار، بیانگر رفتار تعارض بهره‌برداران از منابع طبیعی با یک دیدمان زیست‌محیطی است. بر این اساس، مدل علّی بدست آمده می‌تواند برای برنامه‌ریزی‌های بهره‌برداری پایدار از منابع طبیعی مورد استفاده تصمیم‌سازان و سیاست‌گذاران قرار گیرد.