چگونگی اثرات الگوی فضایی فرم شهری بر عرضه خدمت اکوسیستمی تعدیل دما با استفاده از مدل خنککنندگی شهری InVEST در شهر تهران
نویسندگان
1 گروه شهرسازی، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه گیلان، رشت، ایران
2 گروه شهرسازی، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه گیلان، رشت، ایران
3 گروه طراحی و برنامهریزی محیط، پژوهشکده علوم محیطی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
doi
10.48308/envs.2024.1388چکیده
سابقه و هدف: رشد روزافزون جمعیت و گسترش سریع شهرنشینی باعث تغییرات گستردهای در مورفولوژی، اقلیم و محیط طبیعی شهرها شده است. چنین روندی باعث افزایش انتشار گازهای گلخانهای و تشکیل جزایر گرمایی در مناطق شهری میشود. در آینده، اثر جزیره گرمایی شهری یکی از چالشهای اصلی برای مدیریت شهری خواهد بود. برای دستیابی به توسعه پایدار، استفاده از مزایای بلندمدت خدمات اکوسیستم در برنامهریزی و طراحی شهری بسیار مهم است. خدمات اکوسیستم به دلیل تمرکز بر تعامل بین طبیعت و جامعه بعنوان "سنگبنای علم توسعه پایدار" تعریف میشود. بنابراین نقشهسازی و کمیسازی خدمات اکوسیستمی مهم ابزاری برای تصمیمگیران و مدیران کشوری بهمنظور مدیریت و پایش سطح عرضه خدمات اکوسیستمی است. ظرفیت خنککنندگی یکی از مزایای خدمات اکوسیستم شهری است که به کاهش اثرات جزیره گرمایی شهری کمک میکند. پژوهش حاضر با هدف اثبات مزایای بلندمدت بهکارگیری رویکرد برنامهریزی مبتنی بر طبیعت در کاهش اثر جزایر گرمایی در شهر تهران انجام شد. مواد و روشها: در این پژوهش شهر تهران بعنوان پرجمعیتترین شهر و پایتخت ایران در نظر گرفته شد. این شهر در سال 1403 معادل 85860120 نفر جمعیت داشته که منجر به شکلگیری کانونی از جزایر گرمایی با هستههای متعدد شده است. ظرفیت خنککنندگی شهر تهران و مناطق آن با استفاده از مدل خنککنندگی شهری و استفاده از دادههایی همچون کاربری اراضی، تبخیر و تعرق مرجع، شاخصهای دمایی و اثر سایه در نرمافزار InVEST ارزیابی شده است. مکانهای هات اسپات و کلد اسپات در منطقه با توجه به آنالیز همبستگی موران و مدل گیتس-آرد خدمت اکوسیستمی خنککنندگی شهری مورد بررسی قرار گرفت. نتایج و بحث: مدل همبستگی موران نشان داد که الگوی فضایی خدمت اکوسیستم خنککنندگی شهری در تهران ساختاریافته و بهصورت خوشهای است. شناسایی هاتاسپات خدمت خنککنندگی شهری با استفاده از مدل گیتس-آرد نشان داد، خنککنندگی در مناطق تهران تحت تاثیر دو عامل ارتفاع و پوشش گیاهی است. در مناطق بیرونی شهر (ازجمله مناطق 4 و 22) که دارای فضاهای وسیع سبز و باز میباشند، وجود زیرساختهای طبیعی و پوشش گیاهی با فراهم آوردن سایه و افزایش خنککنندگی از طریق تبخیر و تعرق به کاهش اثر جزیره گرمایی و کاهش دمای شهری کمک کرده است. از طرفی، در مناطق مرکزی شهر (ازجمله 10، 11 و 12) که دارای تراکم بالای جمعیت و ساختمان و ترافیک بالای خیابانها هستند، با وجود برخی لکههای سبز بزرگ در محدوده، ظرفیت خنککنندگی در این مناطق کاهش یافته است که نشاندهنده ضرورت بازتعریف اصول طراحی شهری جهت کنترل دمای شهر میباشد. مناطق شمالی تهران (مناطق 1، 2 و 5) بدلیل قرارگیری در ارتفاعات و دمای پایین، دارای تبخیر و تعرق مرجع پایینی هستند. این مناطق به دلیل وجود روددرهها، آبراهههای طبیعی، فضاهای سبز وسیع و بافت مسکونی ویلایی همواره دمای کمتری را تجربه میکنند. اثری که اکوسیستم مناطق شمالی بر مناطق همجوار نظیر منطقه 3 دارند، به وضوح قابل رویت است. دلیل این امر نیز ارتفاع کم ساختمانها، وجود کریدورهای طبیعی بین لکههای طبیعی و پیوستگی فضاهای سبز میباشد که موجب شده اثر تعدیل دما همواره به مناطق مجاور نیز نفوذ کند.نتیجه گیری: خروجی مدل خنککنندگی شهری به ما نشان میدهد فضاهای سبز و باز شهری نقش ارزشمندی در کاهش پدید جزیره گرمایی دارند. تراکم زیاد ساختمان و جمعیت، بهعبارتی سطح بالای اراضی ساختهشده در نواحی مرکزی منجر به کاهش ظرفیت خنککنندگی مناطق مرکزی شده است. توسعه راهحلهای مؤثر برای حفظ خدمات اکوسیستمی و افزایش پوشش گیاهی و لکههای سبز پیوسته برای کنترل دمای شهرهای بزرگی مانند تهران حائز اهمیت است. درنهایت میتوان بیان کرد، استفاده از رویکرد برنامهریزی مبتنی بر طبیعت و یکپارچهسازی خدمات اکوسیستم در برنامهریزی و طراحی شهرها به میزان قابلتوجهی اثرات جزایر گرمایی را کاهش داده و مزایای بلندمدتی را برای شهرها در ابعاد مختلف به ارمغان میآورد.