بررسی و نقد استدلال سایمون بلک‌برن از طریق سوپروینینس در نفی اوصاف اخلاقی

نویسندگان

1 دانشکده معارف و اندیشه اسلامی، دانشکاه تهران

doi
10.30470/phm.2019.97526.1521
چکیده

سوپروینینس به معنای فرارویدگی، ابتناء و ترتب بوده و عبارت از نوعی نسبت و ارتباط نامتقارن بین دو دسته از ویژگی­های خاص و متفاوت مثل A و B است. به این صورت که دو دسته از ویژگی­ها مثل A و B به نحوی ارتباط و وابستگی وجودی دارند که تغییر در ویژگی A بدون تغییر در ویژگی B ممکن نیست و ویژگی A تنها در صورتی بر ویژگی B سوپروین ( مبتنی و مترتب) می­شود که تغییر در ویژگی A مستلزم تغییر در ویژگی B باشد. این مقاله به دنبال بررسی و نقد استدلال­ از طریق سوپروینینس در ردّ واقع‌گرائی اخلاقی است. جان مکی با استفاده از سوپروینینس اخلاقی – به عنوان یک مقدمه- استدلالی در مقابل واقع­گرائی اخلاقی ارائه می­کند. سایمون بلک­برن این استدلال را در مقابل واقع­گرائی اخلاقی توسعه داد. او آثاری را منتشر کرد که بر اساس آنها، این استدلال در حوزه طبیعی اشکالات و نگرانی­هائی برای واقع­گرائی اخلاقی ایجاد می­کند و بنابراین پروجکتیویسم ردّ می­شود. او برای استدلال خویش از ترکیب دو نظریه سوپروینینس اخلاقی و فقدان استلزام بهره می­برد و به این نتیجه می­رسد که واقع­گرائی اخلاقی نمی­تواند "ممنوعیت جهان­های ترکیبی" را تبیین کند، ولی ناواقع­گرائی اخلاقی از عهده این کار برمی­آید. البته واقع­گرایانی از قبیل راس شفر لانداو به این استدلال پاسخ داده­اند و در مقابل ادعا کرده­اند که امکان سوپروین شدن اوصاف اخلاقی بر امور توصیفی وجود دارد. در این نوشتار – با تمرکز بر استدلال سایمون بلک­برن- ابتدا گزارشی از سوپروینینس و قلمرو آن به حوزه اخلاق ارائه می‌شود. سپس استدلال از طریق سوپروینینس در نقد واقع‌گرائی اخلاقی تبیین و تحلیل می‌شود. در نهایت این استدلال توسط واقع­گرا پاسخ گفته می‌شود. نتیجه این پژوهش این خواهد بود که نمی‌توان با کمک چنین استدلالی به راحتی واقع‌‌گرائی اخلاقی را ردّ کرد، هر چند همچنین به معنای پذیرش واقع­گرایی اخلاقی نیز نیست.