نگرش روستاییان استان قزوین دربارۀ سگهای ولگرد (Canis familiaris) و روشهای مدیریت شرایط کنونی
نویسندگان
1 انجمن یوزپلنگ ایرانی، تهران، ایران
2 انجمن یوزپلنگ ایرانی، تهران، ایران
3 گروه علوم حفاظت و زیستبوم، دانشگاه مونتانا، میزولا، آمریکا
doi
10.48308/envs.2024.1351چکیده
سابقه و هدف: چگونگی مدیریت جمعیت سگهای پرسهزن یا ولگرد (Canis familiaris) در محیط زندگی انسان و مناطق حفاظت شده گروههای مختلفی از جامعه را رودرروی یکدیگر قرار دادهاست. این تقابل نقشآفرینان در استان قزوین نیز وجود دارد و مردم و تصمیمسازان در تعامل با یکدیگر برای مدیریت سگهای ولگرد دچار چنددستگیاند. رابطه مردم با سگهای ولگرد تعیینکننده اثری است که این حیوانات اهلی بر ساکنان و گونههای بومی حیات وحش میگذارند. از اینرو، ارزیابی آگاهی و نگرش و نیز تعارض جامعه همزیست با سگهای ولگرد و ثبت درسهای آموخته در بازنگری روشهای مدیریتی راهگشاست. مواد و روشها: در این پژوهش به کمک یک پرسشنامه اکتشافی از منتخبی از دهیاران و بخشیاران و اعضای شوراهای اسلامی روستای استان قزوین که در یک کارگاه آموزشی - مشارکتی گرد آمده بودند خواسته شد تا در جایگاه یک گروه متمرکز (کانونی)، آگاهی و تجربه و راهکارهای آزموده یا پیشنهادی خود را درباره مدیریت سگهای ولگرد در محیط روستایی به اشتراک بگذارند. ترکیبی از روشهای کیفی با رویکرد استقرایی و مدل رگرسیون لجستیک برای تحلیل پاسخهای دریافتی در این نمونهبرداری غیرتصادفی استفاده شد. نتایج و بحث: از پاسخهای 115 نفر از گروه کانونی در تحلیل استفاده شد که 98 روستا در هر 6 شهرستان استان قزوین را نمایندگی میکردند. نمایندگان 6/79 درصد این روستاها (86 نفر از 78 روستا؛ 74 درصد پاسخدهندگان) سگهای ولگرد را یکی از مشکلات روستای خود برشمردند. نارضایتی از حضور سگهای ولگرد از روستاهای درون یا حاشیه چهار منطقه تحت حفاظت سازمان حفاظت محیط زیست در استان قزوین گزارش شد. نگرانی از آلودگی و انتقال بیماری (3/34 درصد) و ترس از آسیب جانی (1/11 درصد) مهمترین دلیل ابراز ناخرسندی پاسخدهندگان از حضور سگهای ولگرد در محیط روستایی بود. تنها یک نفر (کمتر از یک درصد) از پاسخدهندگان به اثر منفی سگ ولگرد بر حیات وحش اشاره داشت. با افزایش اندازه جمعیت روستا (میانه شیب 3/1، فاصله باور بیزی در سطح اطمینان 95 درصد: 2/0 تا 7/2)، وسعت سکونتگاه انسان در محدوده روستا (1/1، 1/0 تا 7/2) و فاصله روستا از مناطق حفاظتشده یا شکارممنوع (8/0، 2/0 تا 8/1)، احتمال ابراز نارضایتی نمایندگان روستایی از سگهای ولگرد افزایش یافت. بیش از نیمی از پاسخدهندگان چارهاندیشی با شرایط کنونی را بیفایده دانستند (4/30 درصد) یا ابراز داشتند که مشکل ویژهای وجود ندارد که به چارهاندیشی فوری نیاز باشد (2/25 درصد). تنها 1/26 درصد پاسخدهندگان از معدومکردن سگهای ولگرد بهعنوان روش مطلوب مدیریتی یاد کردند. در بین روشهای غیرمرگبار که پاسخدهندگان به آنها اشاره کردند، کاهش دسترسی سگهای ولگرد به پسماند و جلوگیری از غذادهی (9/13 درصد) و زندهگیری سگهای ولگرد و رهاسازی آنان در مکان جدید به دور از روستاها (4/10 درصد) پرطرفدارترین بودند. نتیجهگیری: رویکردی که شامل مدیریت پسماند، ساماندهی غذادهی به سگهای ولگرد و حذف مداوم بخشی از جمعیت محلی سگها با زندهگیری، واکسن، عقیمسازی و نگهداری در پناهگاه مناسب تا یافتن سرپرستی مسئول باشد، مورد توافق بیشتر نقشآفرینان است. با اینحال، فراهمآوردن منابع مالی و انسانی کافی برای مدیریت جمعیت رو به رشد سگهای ولگرد به شیوهای که اخلاقی و مورد پذیرش جامعه باشد و آثار منفی سگها بر حیات وحش را نیز به حداقل برساند، چالش بزرگی است که تنها با همراهی همه نقشآفرینان و ارزیابی منطقی نقاط ضعف و قوت هر راهکار به نتیجه میرسد.