تحلیل نقش بازیگران کلیدی (عمومی و خصوصی) در بازآفرینی محلات شهری (مطالعه موردی: محله سراب مشهد)
نویسندگان
1 گروه جغرافیا و برنامه ریزی شهری، دانشکده علوم زمین، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
2 گروه جغرافیا و برنامه ریزی شهری، دانشکده علوم زمین، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
3 گروه جغرافیا و برنامه ریزی شهری، دانشکده علوم زمین، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
doi
10.48308/envs.2024.1367چکیده
سابقه و هدف: یکی از مهمترین و پیچیدهترین تحولات اجتماعی جهان در نیم قرن اخیر توسعه شهرنشینی است که به تبع آن دگرگونی در ساختار کالبدی و اقتصادی شهرها شده و اهمیت بازآفرینی بافت های فرسوده و ناکارآمد بیش ازپیش موردتوجه قرار گرفته است. بازآفرینی شهری از پتانسیلهای موجود در مناطق فرسـوده و مشارکت گسترده نهادهای عمومی و خصوصی با صرف کمترین بودجه استفاده می کند تا حیات اجتماعی و رونق اقتصادی را به بافت بازگرداند. مواد و روشها: این پژوهش بر حسب هدف، کاربردی و از لحاظ روش توصیفی - تحلیلی و روش جمعآوری اطلاعات مبتنی بر منابع کتابخانهای و پرسشنامه میباشد. همچنین جامعه آماری این پژوهش شامل متخصصان و نخبگان حوزه برنامهریزی شهری میباشد. جهت شناسایی و تدوین راهبردهای بازآفرینی محلات شهری از مدل SWOT و برای رتبهبندی راهبردهای خروجی آن از مدل QSPM در قالب ارزیابی موقعیت داخلی و خارجی بهره گرفته شد. پس از تحلیل اطلاعات، پرسشنامهی آینده پژوهی تهیه و پس از پاسخگویی متخصصان با استفاده از نرمافزار Mactor برای شناسایی بازیگران کلیدی و نقش آنها در رابطه با راهبردهای مذکور اقدام شد. نتایج و بحث: یافتههای پژوهش شش استراتژی را در حالت تدافعی به ترتیب اولویت نشان داده و در تحلیل رفتار بازیگران کلیدی نسبت به استراتژیهای یاد شده بیانگر نقش شهرداری از جمله برنامهریزی، نهادسازی، تامین مالی و اجرا و سازمانهای شبه دولتی با بیشترین تاثیرگذاری است که از میان آنها، آستان قدس و اوقاف بعنوان کلیدیترین و تاثیرگذارترین بازیگر بر حوزههای مختلف اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و فضایی - کالبدی بودهاند. در ادامه مسیر میزان اصرار بازیگران (موافقت آنها) با استراتژیهای یاد شده در زمینه بازآفرینی محله نشان میدهد، بیشترین اصرار بازیگران با استراتژیهایی نظیر بهره گیری از موقعیت قرارگیری به لحاظ دسترسی و قیمت ابنیه جهت ایجاد اشتغال های جدید و استفاده از زمین های بایر و اراضی متروکه در جهت پاسخگویی به کمبودهای محله بخصوص فضای سبز میباشد و کمترین آن استفاده از جمعیت تحصیل کرده و جوان و متخصص محله در امور برنامه ریزی و بازآفرینی محله و توجه بیشتر به نفوذ پذیری محله، ازطریق ساماندهی شبکه معابر میباشد. همچنین با توجه به مقدار فاصله بازیگران از یکدیگر که میزان همگرایی آنان را نشان میدهد میتوان اشاره داشت شهرداری، سازمانهای شبه دولتی (آستان قدس، اوقاف و..) و سازمان عمران و بازآفرینی فضاهای شهری از همگرایی قابل توجهی با یکدیگر برخوردارند. نتیجهگیری: با همکاری و ارتباط تنگاتنگ بین شـهرداریها بعنوان محور اصلی اقدامات اجرایی در مدیریت شهری و سازمانهای شبه دولتی از جمله آستان قدس و اوقاف میتوان شاهد تسریع در بازآفرینی بافتهای ناکارآمد و فرسوده بود. ضمنا اصرار بازیگران به موقعیت قرارگیری محله سراب در شهر مشهد به لحاظ دسترسی و قیمت ابنیه جهت ایجاد اشتغال های جدید به اهمیت بعد اقتصادی در اقدامات بازیگران نسبت به امور بازآفرینی را تاکید میکند تا در کنار استفاده از پتانسیلهای موجود به اهداف غایی دست یابند. در این راستا همگرایی شهرداری، سازمانهای شبه دولتی (آستان قدس، اوقاف و..) و سازمان عمران و بازآفرینی فضاهای شهری بیانگر اشتراک نظر نسبی و همپوشانی بیشتر آنان در خصوص آینده متصور برای استراتژیهای مطرح شده در این رابطه میباشد.