تأملات آیندهپژوهانه در آرمانشهر مهدوی تبیین کارکردهای آیندهپژوهانهی مهدویت
نویسندگان
1 استادیار دانشگاه مالک اشتر
doi
چکیده
آیندهپژوهی، دانش-فناوری[1] نوپدیدی است که دستاوردهای بسیار با اهمیت و راهبردی برای کشورها و جوامع به همراه داشته و به یکی از مهمترین ابزارهای سیستمی و کلنگر در عرصههای سیاستگذاری، تصمیمسازی و راهبردنگاری تبدیل شده است. هماینک تلاشها و مطالعات گستردهای درون حلقهی بستهای از کشورهای قدرتمند به منظور کسب مزیتهای پایدار رقابتی و سیاسی و نیز مدیریت فاعلانه و پیشدستانه بر جهان صورت میگیرد. پروژههایی همچون جهانیسازی و اندیشههایی همچون هزارهگرایی رهاورد چنین تلاشهایی است. از این رو، رقابت در این زمینه بازیگرانی را در سطح جهانی پدید آورده که از گرایشها و اهداف متعدد و گاه متعارض برخوردارند و این رویداد بر اهمیت دستیابی به رویکردهای توانمندتر در عرصه آیندهپژوهی میافزاید. منظومهی فکری و فلسفی اسلام و به شکل ویژه منابع علمی و معتبر شیعی از توان بالاتری در تبیین راهبردیترین مسائل در حوزهی آیندهاندیشی برخوردار است. یکی از بسترهای غنی و متعالی در این منظومه، اندیشهی مهدویت و اعتقاد به آرمانشهر مهدوی است. ارزشمندی این موضوع زمانی آشکار میشود که بدانیم اعتقاد به منجی آخرالزمان، مطلوب تقریباً تمامی ادیان الهی و بشری بوده اما ظرفیت بهرهمندی کامل و جامع از آموزههای وحیانی و تفکر آیندهنگرانهی مبتنی بر وحی، جز در تشیع و آموزههای وحیانی مهدویت، در توان دیگر ادیان و نحلهها نیست. پس، جا دارد تا بررسیهای متقن و جامعی در نظام آیندهپژوهانهی مهدویت صورت گیرد. از این رو، در این نوشتار تلاش خواهد شد تا طی یک بررسی تحلیلی بر روی منابع معتبرشیعی در زمینهی مهدویت، کارکردهای آیندهپژوهانه مهدویت مورد شناسایی و واکاوی عمیقتر قرار گیرد. این پژوهش در حیطه مطالعات راهبردی شکل گرفته و قلمرو تحقیق در محدوده مباحث علمشناسی فلسفی مشتمل بر ابعاد پنجگانهی معرفتشناسی، روششناسی، هستیشناسی، ارزششناسی و نشانهشناسی خواهد بود.