نظریه معرفت گزاره ای صدرالمتالهین
نویسندگان
1 دانشیار-دانشگاه پیام نور
2 دانشیار-دانشگاه پیام نور
3 مربی-دانشگاه امام حسین علیه السلام
4 دانشیار-دانشگاه پیام نور
doi
10.30470/phm.2018.32199چکیده
چیستی معرفت گزارهای در معرفتشناسی معاصر ازمسائل مهم است. نظریه رایج در میان معرفت شناسان، معرفت گزارهای را «باور صادق موجه» میشمرد، اما این نظریه با معضلی به نام «مشکل گتیه» مواجه شد. نقد گتیه بر تحلیل سهجزئی معرفت، باعث بازاندیشی بنیادین در مفهوم معرفت و پیدایش رویکردهای گوناگون از سوی معرفت شناسان معاصر گردید. این مقاله می کوشد با بازخوانی مساله «معرفت» در حکمت متعالیه، نظریه معرفت گزارهای صدرالمتالهین را، متناظر با رویکردهای معرفتشناسی معاصر استخراج نماید. نظریه معرفت گزارهای صدرا نظریهای چند وجهی است؛ هم بعد معرفتی دارد و هم بعد عملشناختی. وی معرفت را تنها به معرفت گزارهای تحویل نمیکند، بلکه آن را دارای وجه عمل شناختی هم دانسته است. معرفت بهاعتبار اخیردرفاعل اثرگذار است. ملاصدرا راه کسب معرفت گزارهای را نیز به یک راه محدود نمیکند، بلکه در نگرش او قوای متعدد، فضایل معرفتی و اخلاقی، قوه قدسی، و حتی خداوند متعال، در دستیابی به معرفت مؤثر هستند.