تغییرات مکانی وضعیت حاصلخیزی خاک شالیزارهای بخش جنوبی دشت فومنات
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، علوم خاک، دانشکده کشاورزی، دانشگاه گیلان
2 دانشجوی دکتری، علوم خاک، دانشکده کشاورزی، دانشگاه شیراز
3 مربی پژوهش، عضو هیأت علمی موسسه تحقیقات برنج کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، رشت، ایران
4 دانشیار، عضو هیأت علمی موسسه تحقیقات برنج کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، رشت، ایران
5 دانشیار، موسسه تحقیقات خاک و آب، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، کرج. ایران
6 محقق، موسسه تحقیقات خاک و آب، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، کرج، ایران.
doi
10.22092/ijsr.2019.119756چکیده
ارزیابی جامع کیفیت خاکهای کشاورزی برای تصمیمگیریهای خردمندانه که سبب تولید پایدار و حفظ محیط زیست میشود، ضروری است. بسیاری از مطالعات نشان دادند که شاخص کیفیت خاک که بر اساس ترکیبی از ویژگیهای خاک است در مقایسه با ویژگیهای فردی خاک بهتر میتواند شرایط خاک را توصیف نماید. در این تحقیق برای ارزیابی کیفیتخاک اراضی شالیزاری نیمه جنوبی دشت فومنات ابتدا با استفاده از تجزیه به مؤلفههای اصلی یک مجموعه دادههای حداقل تهیه و سپس ویژگیهای کمی خاک از طریق نمرهدهی کیفی شد. در نهایت با وزندهی به هر ویژگی (از طریق روش تجزیه به مؤلفههای اصلی)، شاخص کیفیتخاک (SQI) بدست آمد و در نرمافزار GIS به پهنه تبدیل شد. نتایج نشان داد، بیشتر خاکها (97 درصد نمونه خاکها) هدایت الکتریکی کمتر از 2 دسیزیمنس بر متر در گروه خاکهای طبیعی و بدون محدودیت قرار داشتند. بیشتر خاکهای اراضی شالیزاری مورد مطالعه دارای pH مناسب و بدون محدودیت خاص بود. میانگین حسابی غلظت فسفر قابلاستفاده به علت وجود تعدادی نمونه با غلظت زیاد از حد بحرانی آن (12 میلیگرم در کیلوگرم) بیشتر بود، اما در بیش از 50 درصد منطقه وضعیت نامطلوب فسفر وجود داشت. نزدیک به 76 درصد مناطق مورد بررسی دارای نیتروژن کل بالاتر از 2/0 درصد بودند که نشاندهندهی کفایت نسبی این عنصر غذایی در بیشتر اراضی است. غلظت پتاسیم قابل استفاده در بیشتر مناطق مورد بررسی کمتر از حد بحرانی بود. بازنمایی شاخص کیفیت خاک نشان داد که بخش محدودی از اراضی شالیزاری که دارای کیفیت حاصلخیزی بدی بودند عمدتا متاثر از محدودیت عوامل ذاتی وایستای خاک مانند رس، کربن آلی و گنجایش تبادل کاتیونی خاک بودند، اما بیشتر اراضی مورد مطالعه دارای کیفیت حاصلخیزی متوسط بوده و مهمترین عامل محدود کننده آن کمبود عناصر غذایی فسفر و پتاسیم قابل استفاده است. این در حالیست که مصرف کودهای فسفر و پتاسیم در این ناحیه کم است.