مطالعه کمی تأثیرپذیری عرصه‌های طبیعی استان مرکزی از گرده‌افشانی با رویکرد مبتنی بر مدلسازی توزیع

نویسندگان

1 گروه علوم و مهندسی محیط زیست، دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه اردکان، اردکان، ایران

2 پژوهشکده آب، انرژی و محیط زیست، دانشگاه اردکان، اردکان، ایران گروه محیط زیست، دانشکده منابع طبیعی و محیط زیست، دانشگاه ملایر، همدان، ایران

3 گروه علوم و مهندسی محیط‌ زیست، دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه اردکان، یزد، ایران پژوهشکده آب، انرژی و محیط زیست، دانشگاه اردکان، اردکان، ایران

4 گروه علوم و مهندسی محیط زیست، دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه اردکان، اردکان، ایران پژوهشکده آب، انرژی و محیط زیست، دانشگاه اردکان، اردکان، ایران

doi
10.48308/envs.2023.1334
چکیده

سابقه و هدف: استحصال عسل از کندوهای زنبوران عسل از فعالیت‌های اقتصادی برای جوامع محلی محسوب می‌شود که در اشتغال مستقیم و غیرمستقیم روستاییان و در نتیجه توسعه پایدار این مناطق مؤثر است. از میان حشرات گرده‌افشان زنبوران نقش بسیار بارزتری دارند و معمولاً محل استقرار کندوها می‌تواند تعیین کننده گستره بهره‌ور از این خدمت اکوسیستمی باشد. در میان زنبوران ایران هیبرید کارنیکا دارای جایگاه ویژه‌ای در استحصال عسل است. علیرغم مطالعات مختلف انجام گرفته بر روی این هیبرید تا کنون مطالعه‌ی به بررسی شرایط مناسب برای جانمایی کندوهای این گونه نپرداخته، لذا این مطالعه به دنبال آن است که مناطق مناسب برای استقرار کندوها و همچنین کاربری/پوشش‌های که از این خدمت استفاده می‌کنند را شناسایی کند. آگاهی به مناطقی که مستعد جانمایی کندو می­تواند یکی از اولویت ­های برنامه­ریزان حوزه کشاورزی و دام‌پروری استان مرکزی باشد.مواد و روش­ ها: در این مطالعه به منظور مدل‌سازی مناطقی که مستعد گرده­افشانی هستند، متغیرهای محیطی که به نحوی بر روی کیفیت و کمیت گرده ­افشانی مؤثر هستند شناسایی شدند، در این راستا از متغیرهایی مانند تراکم چشمه، ارتفاع، رطوبت توپوگرافی، سایه‌روشن، میانگین اندازه لکه، کاربری/پوشش، تنوع سیمای سرزمین، تراکم حاشیه، فاصله از زمین­ های کشاورزی، میانگین سرعت باد تا ارتفاع 10 متر، زبری پوشش ­گیاهی و تراکم پوشش ­گیاهی استفاده شد. پس از جمع ­آوری نقاط کندوها و پیش ­پردازش، آن­ها برای ورود به مدل‌سازی آماده شدند. از آنجایی‌که در فرآیند مدل‌سازی دسترسی به تمام مناطقی که برای استقرار کندوها امکان پذیر نیست لذا از روش ­های جایگزین مانند روش ­های شبه عدم حضور استفاده شد اما شناسایی مناطق مناسب برای ثبت نقاط شبه عدم حضور نیز می­ تواند تحلیل را با خطا موجه کند لذا ابتدا با استفاده از خروجی مدل­ های فقط حضور، مطلوبیت گرده ­افشانی محاسبه گردید. سپس با کسر مناطق مطلوب از کل سیمای سرزمین در مناطق باقی‌مانده، نقاط شبه عدم حضور به صورت تصادفی ایجاد شد. پس از آماده شدن این دسته از نقاط مدل­ های حضور/ شبه عدم ­حضور آماده اجرا شدند. به منظور ارزیابی مدل­ های توزیع از متغیرهای TPR و شاخص کاپا استفاده شد. TPR که از آن به عنوان حساسیت نیز نامبرده می­ شود مقدار عددی است که درصد نقاط حضوری که مجدداً بعد از اعمال آستانه نقطه حضور شناسایی شده­اند را شناسایی می ­کنند. همچنین برای محاسبه تأثیرپذیری این مجموعه داده از تغییرات محیطی از مدل جنگل تصادفی استفاده شد.نتایج و بحث: مدل ­های فقط حضور در این مطالعه با قدرت مناسبی اجرا شدند. مقدار AUC به ترتیب برای مدل­ های Bioclim، Domian و ماشین بردار پشتیبان تک کلاسه به ترتیب برابر 89/0، 90/0 و 76/0 محاسبه گردید. نتایج حاصل از ارزیابی مدل­ های مورد استفاده نشان داد تمام مدل ­ها به خوبی نقاط حضور کندو را از مناطق شبه عدم­ حضور کندوها پیش ­بینی کرده ­اند و شاخص کاپا برای این دسته از مدل­ ها حداقل برابر 83/0 محاسبه شده است. از طرفی بر اساس معیار TPR بخش زیادی از نقاط کندو مجدداً بعد از اعمال آستانه، کندو شناسایی شده ­اند که این مقدار می­ تواند نشان دهنده سطح خوب پیش­ بینی مدل ­های مورد استفاده باشد. همچنین یافته ­ها نشان داد که تنوع در سیمای سرزمین به نسبت نزدیکی به زمین ­های کشاورزی در کیفیت گرده ­افشانی تأثیر بیشتری دارد و ارتفاع تا 1813 متر از سطح دریا و همچنین سرعت باد 47/3 متر بر ثانیه بهترین شرایط برای حضور کندوها است. از میان شهرستان­ های مختلف اراک، فراهان، خنداب، شازند و خمین بالاترین مقدار مطلوبیت را برای گرده ­افشانی دارند.نتیجه ­گیری: برنامه ­ریزی برای حفاظت از عرصه ­های طبیعی و همچنین مناطق مستعد برای استقرار کندوها می­ تواند با تأکید بر موقعیت مناطق مطلوب در شهرستان­ های اراک، فراهان، خنداب، شازند و خمین باشد. یافته­ های این مطالعه نشان می­ دهد که استفاده از مدل­ های توزیع گونه می ­تواند برای شناسایی مناطق مناسب جهت استقرار کندو و فعالیت گرده ­افشانی مؤثر باشد. از طرفی تلفیق یافته‌های این دسته مطالعات با سایر داده‌های فضایی که الگوهای سیمای سرزمین را مشخص می‌کنند می‌تواند دید روشنی برای در خصوص تأثیرپذیری سیمای سرزمین در اختیار قرار دهد.