چالشهای «آزادی» در کاوشهای «میل» و «فِینبرگ»
نویسندگان
1 استادیار
doi
چکیده
جوئل فِینبرگ فیلسوفی پیشرو در فلسفه اخلاق، حقوق و سیاست معاصر است. او شیوه نگاه مردم را به بسیاری از مسایل دگرگون کرد و نظام قضایی آمریکا، در نیم قرن اخیر، بیش و پیش از هر نظریهای، تحت تأثیر نظریه او درباره «چهارچوبهای اخلاقیِ قوانین جزایی» است. او پروژهای را به انجام رساند که میل، با طرح «اصل آزادی»، آغازگر آن بود. فِینبرگ، با پیروی از میل، بر این باور بود که فلسفه سیاست با یک پیشفرض هنجاری برای پاسداری از «آزادی فردی» آغاز میشود. او بسیاری از اصول «محدودکننده آزادی» را «نامعقول» و «ناروا» میدانست. فینبرگ، با ژرفکاوی، مفاهیمی مانند «آزار»، «رنجش» و «بزرگتری کردن» را تحلیل و از آزادیگرایی دفاع کرد. آزادیگرایی فینبرگ، برخلاف «اجتماعگرایان» و «ساختارگرایان»ی مانند مکاینتایر و سندل، که سترونی و بیروحی آزادیگرایی را نقد میکنند، نظریهای شاداب است که برپایه ارزشهای مشترک یک جامعه و فرهنگ سیاسی مشخص، با ساختار تاریخی معینی، بنا نهاده شده است. این مقاله، پس از معرفی اندیشه فِینبرگ و تأثیر منحصربهفرد او، میکوشد: 1. شباهتها و تفاوتهای نگرش این دو فیلسوف را درباره «آزادی» تحلیل کند؛ 2. اصول «محدودکننده آزادی» را از نظر این دو فیلسوف تحلیل کند؛ و 3. پاسخهای این دو فیلسوف را به پرسشهای بنیادین و کاربردی زیر درباره «آزادی» با هم مقایسه کند: 1. بزرگترین «تهدید» برای «آزادی» چیست؟ 2. چرا اصل بر «آزادی» است؟ 3. آیا «آزادی» «خیر برتر» است؟ 4. در تقابل «آزادی» دو فرد، «حق» با کیست؟ 5. چگونه میتوان مشکل «دوسویه بودن آزادی» را حل کرد؟ 6. آیا «آزادی» «مطلق» است؟