رژیم طرد در سیستم بینالمللی و احتمال توافق هستهای ایران و امریکا
نویسندگان
1 استادیار گروه علوم سیاسی دانشگاه بجنورد
doi
10.22067/pg.2025.92806.1348چکیده
امریکا و اروپا معتقدند، برنامه هستهای ایران تهدیدی برای منافع ملی آنها محسوب میشود. علیرغم درخواستها برای توافق هستهای جدید از سوی ترامپ، تلاشهای اخیر ناموفق بوده است. هدف پژوهش حاضر که با روش پژوهش نبینی انجام میشود، بررسی تأثیر رژیم طرد بر احتمال توافق جدید هستهای ایران و امریکا در دوره دوم ترامپ است. سؤال اصلی مقاله حاضر این است که توافق احتمالی هستهای ایران و امریکا چه تأثیری برجایگاه ایران در سیستم بینالمللی، تنشهای منطقهایی و روابط دوجانبه دو کشور مذکور دارد؟ در پاسخ این فرضیه مطرح میشود که موفقیت احتمالی امریکا و ایران در انعقاد یک توافق هستهای جدید این پتانسیل را دارد که ایران را به بازیگر بانفوذ در سیستم بینالمللی تبدیل کند؛ تنشهای منطقهایی را کاهش دهد؛ موجب لغو تحریمهای سازمان ملل علیه ایران شود و نیز موجب بهبود نسبی یا حداقل کاهش تنش در روابط ایران و امریکا شود. نتایج تحقیق حاکی از آن است ،ترامپ رویکرد متفاوتتری در قبال ایران نسبت به دوره اول ریاست جمهوری خود اتخاذ کرده است. ترامپ تلاش دارد با حفظ فشار حداکثری جمهوری اسلامی ایران را با فشارهای داخلی و خارجی بیشتری مواجه سازد تا ایران برای برونرفت از فشارهای مذکور و جلوگیری از طرد بینالمللی از طریق سازمانهای بینالمللی تمایل به انعقاد توافق جدید هستهای پیدا کند.