ارزیابی کارآیی مدلهای نفوذ آب به خاک تحت تأثیر روش های خاکورزی و مدیریت بقایا در تناوب گندم-ذرت
نویسندگان
1 استادیار بخش تحقیقات خاک و آب، مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان فارس، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، زرقان، ایران. پست الکترونیکی
2 دانشیار بخش علوم خاک، دانشکده کشاورزی، دانشگاه شیراز
3 دانشیار بخش فنی و مهندسی، مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان فارس، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، زرقان، ایران
4 دانشیار بخش علوم خاک، دانشکده کشاورزی، دانشگاه شیراز
5 استاد سابق بخش علوم خاک، دانشکده کشاورزی، دانشگاه شیراز
doi
10.22092/ijsr.2019.118555چکیده
فرآیند نفوذ آب به خاک در کارآمدی طراحی سامانههای آبیاری از اهمیت خاصی برخوردار است. از سوی دیگر، پدیده نفوذ آب به خاک و تغییرات آن به خصوص در مناطق خشک و نیمه خشک تحت تأثیر مدیریت بقایای گیاهی و روشهای خاکورزی قرار میگیرد. هدف اصلی این پژوهش برآورد ضرایب مدلهای مختلف نفوذ آب به خاک (کوستیاکوف، کوستیاکوف- لوئیز، فلیپ، هورتون و سازمان حفاظت خاک آمریکا) و کارآیی آنها تحت تأثیر روشهای مختلف خاکورزی (خاکورزی رایج، کم خاکورزی و بی خاکورزی) و مدیریت بقایا (حفظ بقایای به صورت ایستاده و حذف تمام بقایا از سطح خاک) بود.به این منظور، پژوهشی مزرعهای در سال 1395 و 1396 در منطقه زرقان استان فارس (بافت خاک لوم رسی سیلتی) با طرح کرتهای یک بار خُرد شده در قالب بلوکهای کامل تصادفی در تناوب گندم-ذرت با سه تکرار اجرا شد. فرآیند نفوذ آب به خاک برای هر محصول زراعی با استفاده از روش استوانههای دوگانه با 3 تکرار مورد بررسی قرار گرفت. با استفاده از برازش هر مدل بر دادههای نفوذ تجربی بر اساس بهینه سازی غیر خطی، آمارههای ضریب تبیین (R2)، ریشه میانگین مربعات خطا (RMSE) و درصد کارآیی (EF) تعیین و مدلها، از نظر درستی برآورد نفوذ ارزیابی و رتبه بندی شدند. نتایج نشان داد که مدل کوستیاکوف- لوئیز در کشت گندم و حذف بقایا در سامانههای خاکورزی رایج (با R2، RMSE و EF به ترتیب 99/0، 07/0 و 99/99) و کم خاکورزی (با R2، RMSE و EF به ترتیب 99/0، 13/0 و 99/99) و مدل هورتون در کشت ذرت و حفظ بقایا در سامانه بی خاکورزی (با R2، RMSE و EF به ترتیب 99/0، 14/0 و 70/99)، بهترین کارآیی را در برآورد نفوذ آب به خاک داشتند. در میان سامانههای خاکورزی، مدلهای حفاظت خاک آمریکا، کوستیاکوف و فیلیپ در هر دو کشت از این نظر ناکارآمدترین بودند. بطورکلی، در مناطق خشک و نیمهخشک از جمله زرقان در استان فارس جهت کمیسازی فرآیند نفوذ آب به خاک مدلهای کوستیاکوف- لوئیز و هورتون به ترتیب در کشت گندم و ذرت میتواند قابل توصیه باشد.