اثربخشی درمان متمرکز بر عواطف بر خودپنداره بدنی، رفتارهای وارسی بدن و آشفتگی بیماران مبتلا به بی‌اشتهایی عصبی

نویسندگان

1 کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی، گروه روانشناسی، واحد گرمسار، دانشگاه آزاد اسلامی، گرمسار، ایران

2 استادیار، گروه روانشناسی، واحد گرمسار، دانشگاه آزاد اسلامی، گرمسار، ایران (نویسنده مسئول)

doi
10.22038/mjms.2024.82487.4752
چکیده

هدف: این پژوهش باهدف تعیین اثربخشی درمان متمرکز بر عواطف بر خودپنداره بدنی، رفتارهای وارسی بدن و آشفتگی بیماران مبتلا به بی‌اشتهایی عصبی صورت گرفت.روش‌شناسی: روش پژوهش، نیمه آزمایشی به همراه گروه‌های آزمایش و گواه با طرح پیش آزمون و پس آزمون بود. جامعه آماری را کلیه بیماران مبتلا به اختلال بی‌اشتهایی عصبی مراجعه کننده به مراکز درمانی شهر تهران در سال 1402 تشکیل دادند. نمونه‌ها با استفاده از روش نمونه-گیری دردسترس به تعداد 30 نفر انتخاب و به صورت گمارش تصادفی در گروه‌های آزمایش و گواه برای هر گروه به تعداد 15 نفر جایگزین شدند و به ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه استاندارد شده خودپنداره بدنی مارش و همکاران (2010)، پرسشنامه وارسی بدن (BCQ) و پرسشنامه تحمل آشفتگی (DTS) پاسخ دادند. جلسات درمانی متمرکز بر عواطف شامل 8 جلسه درمانی بود که در طی 4 هفته، هفته‌ای دو روز و هر جلسه 60 دقیقه براساس طرح درمانی گرینبرگ و گلر (2012) اجرا شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده‌ها از آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره و تک متغیره بهره برده شد. یافته‌ها: نتایج نشان داد که نمرات متغیرهای خودپنداره بدنی در گروه آزمایش در مرحله پس‌آزمون نسبت به گروه گواه افزایش و نمرات رفتارهای وارسی بدن و آشفتگی در آنان کاهش داشته است. بحث و نتیجه گیری: می توان گفت که ارتقای نمرات خودپنداره بدنی و کاهش نمرات در متغیرهای رفتارهای وارسی بدن و آشفتگی در شرکت‌کنندگان گروه آزمایش حاکی از اثرات مثبت رویکرد درمانی متمرکز بر عواطف بوده است.