چالشها و پیامدهای ژئوپلیتیکی قرنطینه مرزها در دوران بیماریهای همهگیر
نویسندگان
1 استادیار گروه جغرافیا، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران
doi
10.22067/pg.2024.83447.1225چکیده
تلاش برای مهار همهگیریها و یافتن راهحل بلندمدت از طریق واکسنها با طیفی از مسائل سیاسی مربوط به نظامهای بهداشتی، سیاسی، حقوقبشر، حاکمیت، تحرک و مرزها تلاقی پیدا کرده است. ظهور همهگیریها فرصتی برای جغرافیای سیاسی مهیا کرده تا زیربنای ژئوپلیتیکی نظامهای سلامت و بهداشت را با نگاهی جدیتر دنبال کند. مدیریت همهگیری بنا به دو دلیل امری فضایی است: نخست درمان بیماری همیشه امری اجتماعی ـ فضایی است زیرا مقامات یا به دنبال تحمیل اقدامات قرنطینه و یا محدود ساختن ناقلان بیماری هستند. دوم، بیماری توسط مجموعهای از کنشگران و نیروهای انسانی و غیرانسانی که با فضا و مکان سر و کار دارند آشکار میشود. بنابراین، بیماریها به بخشی از مباحث ژئوپلیتیکی تبدیل شدهاند زیرا مطلوبیت و دوام سازههای حکمروایی ملی، منطقهای و جهانی را آشکار میسازند. مفهوم قرنطینه به عنوان نوعی فعالیت که منتهی به تقسیم و تحدید فضای جغرافیایی میشود میتواند یکی از موضوعات بسیار بحثبرانگیز در ژئوپلیتیک باشد. این پژوهش با هدف بررسی چالشها و پیامدهای ژئوپلیتیکی قرنطینه مرزها در دوران بیماریهای همهگیر و با روش توصیفی ـ تحلیلی به نگارش درآمده است. این مطالعه بهطور خاص بر همهگیری ویروس کرونا و پیامدهای ژئوپلیتیکی و مرزی قرنطینه طی این همهگیری تمرکز دارد. نتایج نشان میدهد که چالشهای همهگیری کرونا را در یک سطح کلان میتوان به سه دسته چالشهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی تقسیمبندی کرد. چالش در هر کدام از این سه حوزه پیامدهای فراوانی برای دولت و جامعه به همراه داشته است و میتوان گفت چالشهای سیاسی همهگیری کرونا بسیار برجسته هستند. در گروه چالشهای سیاسی همهگیری کرونا نشان داد که نئولیبرالیسم تابآوری لازم در برابر شوکهای جهانی ناشی از مسائل غیراقتصادی و غیرمالی را ندارد. سیاستهایی که در دوران همهگیری ویروس کرونا از سوی دولتها پیاده شده با شعارهای برجسته نئولیبرالیسم مبنی بر اولویت بازار، رقابت، دخالت حداقلی دولت و کارآمدی بخش خصوصی در تضاد بود. محیط آنارشیک مدنظر واقعگرایان که طی این بحران بهخوبی پدیدار شد پیامدهایی مثل جستجو برای تضمین بقا، تشدید رقابت میان دولتها، تضعیف نهادهای بینالمللی، کمبود منابع، تقویت زیرساختهای مرزی، رواج گفتمان مهاجرستیزی و رواج قرنطینه را به همراه داشت. در نتیجه در طول این همهگیری مهمترین بنیانهای لیبرالیسم با چالشهایی مثل تحکیم جایگاه دولت، اقتدارگرایی دولتها، افزایش مداخله، تشدید نابرابریهای منطقهای و جهانی و رقابت و تعارض میان قدرتهای بزرگ روبرو شد.