ایران در چهارراهی به نام آسیای مرکزی ( مطالعه موردی: فرصت‌های آینده نزدیک)

نویسندگان

1 دانشیار روابط بین ‏الملل، واحد اصفهان (خوراسگان)، دانشگاه آزاد اسلامی، اصفهان، ایران

2 دانشجوی دکترای روابط بین ‏الملل، واحد اصفهان (خوراسگان)، دانشگاه آزاد اسلامی، اصفهان، ایران

doi
10.22067/pg.2024.87252.1278
چکیده

روابطِ میان جمهوری اسلامی ایران و کشورهای آسیای‏مرکزی، که به دنبال فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی از جایگاهی روزافزون در معادلات بین­المللی و مناسبات منطقه­ای برخوردار گشته‌اند از آن نظر اهمیت فراوانی دارد که به‌صورت بالقوه منبع تهدیدها و فرصت­های فراوان برای ایران است. سیاست خارجی ایران در این منطقه، از یک­سو بر پایه عوامل همگرایی در حوزه­های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی، از فرصت­ها و زمینه­های نفوذ و همکاری، برخوردار بوده است و از سوی دیگر با توجه به عوامل واگرایی با چالش­ها و تهدیداتی مواجه بوده که برآیند این امر، همواره بر جهت‌گیری سیاست خارجی ایران در منطقه آسیای‏مرکزی، تأثیر داشته است. جمهوری اسلامی ایران به سبب ویژگی­های منحصربه‌فردی که در منطقه خاورمیانه دارد، نیازمند آن است تا همواره مراودات خود با کشورها همسایه و منطقه­های هم‌جوار را گسترش دهد. سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در سال­های آینده در آسیای‏مرکزی، سیاستی با هزینه­های بالا خواهد بود. زیرا در شرایطی که دیگر دولت­ها دغدغه­های امنیتی جمهوری اسلامی را تجدیدنظرطلبی ارزیابی می­کنند، و مبنای مقابله با آن را دارند، جمهوری اسلامی مجبور خواهد شد که هزینه­های بسیار بیشتری برای سیاست­های خود پرداخت کند. اساسا پرهزینه کردن سیاست­های منطقه­ای ایران می­تواند یکی از اهداف رقبا و دشمنان منطقه ای و فرامنطقه ای آن باشد. به همین جهت، مهم و ضروری است که به مساله ایران و نقش آن در آسیای‏مرکزی بیشتر از پیش توجه کرد. لذا، پژوهش حاضر مسیر و تحلیلی بر این مبحث مهم و ضروری است. بر پایه چنین مفروضی، به‌منظور شناسایی و تبیینِ هویتِ سیاست‌خارجی در منطقه آسیای‏مرکزی سوال اصلی پژوهش این است که: «سیاست خارجی ایران در منطقه آسیای‏مرکزی در چه ابعادی موفق و در کدام‌یک از آن‌ها ناکام بوده است؟» در پاسخ به این پژوهش این فرضیه مطرح است که «عدم وجود سیاست‌خارجی چندوجهی (منعطف) با درنظرگرفتن سهمِ هرکدام از بخش‌های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی در موفقیت‌ها و ناکامی‌های سیاست‌خارجی ایران در آسیای‏مرکزی تأثیرگذار بوده است». روش انجام این پژوهش، کیفی از نوع توصیفی-تحلیلی است و داده‌های آن از طریق مطالعات کتابخانه‌ای اسنادی گردآوری و در چارچوب سیاست خارجی، بررسی و تحلیل‌شده‌اند.