توانمندی و محدودیتهای روش طیفسنجی مرئی-مادون قرمز نزدیک در پیشبینی مقدار کانیهای رسی غالب در خاکهای سطحی استان اصفهان
نویسندگان
1 دانشآموخته دکتری دانشگاه صنعتی اصفهان
2 استاد دانشگاه صنعتی اصفهان
3 استاد دانشگاه صنعتی اصفهان
doi
10.22092/ijsr.2018.116582چکیده
کانیهای رسی جزء اصلی و بنیادی خاک هستند و تعیین مقدار آنها در مدیریت خاکها از اهمیت ویژهای برخوردار است. لذا، این مطالعه با اهدافِ بررسی توانایی روش طیفسنجی مرئی-مادون قرمز نزدیک در تعیین مقدار کانیهای رسی غالب خاکهای استان اصفهان و بررسی محدودیتهای احتمالی در تعیین مقدار کانیهای رسی اجرا شد. آنالیزهای کانیشناسیبر روی 100 نمونه خاک سطحی جمعآوریشده از کل استان اصفهان، با استفاده از دستگاه XRD و بصورت نیمه کمّی انجام شد. آنالیز طیفی نمونههای خاک با استفاده از دستگاه طیفسنج زمینی با دامنه طول موج 350 تا 2500 نانومتر انجام شد. بعلاوه، رگرسیون حداقل مربعات جزئی و طیفهای حذف پیوستار برای مدلسازی به کار رفت. نتایج کاربرد روش حذف پیوستار در پیشبینی مقادیر سه کانی ایلیت، اسمکیتت و پالیگورسکیت از عدم توانایی این روش حکایت داشت. مقایسه دو روش رگرسیون حداقل مربعات جزئی و حذف پیوستار در پیشبینی کانیهای خاک نشان داد که قابلیت روش رگرسیون حداقل مربعات جزئی بسیار بیشتر از حذف پیوستار است. بررسی علل عدم موفقیت روش طیفسنجی در برآورد کانیهای رسی خاک نشان داد که اختلاط هر یک از کانیها (پالیگورسکیت، اسمکتیت و ایلیت) با یکدیگر تأثیر چشمگیری بر موقعیت جذبی سایر کانیها گذاشته و پیشبینی مقدار کانی را مشکل میسازد. در مناطق خشک و نیمهخشک، با تنوع کانیشناسی فراوان و حضور گچ و کربناتها، سیستم خاک پیچیدهتر شده و امکان کسب اطلاع از طیفها مشکل میشود و بنابراین، پیشبینی مقادیر کانیها با دقت کمی همراه است.