ارزیابی تناسب اراضی و کیفیت حاصلخیزی ذاتی خاک برای کشت برنج در اراضی شالیزاری شهرستان‌های شفت و فومن

نویسندگان

1 دانش آموخته دکتری، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد اصفهان ( خوراسگان)، گروه علوم خاک، اصفهان، ایران

2 استادیار دانشگاه آزاد اسلامی، واحد اصفهان ( خوراسگان)، گروه علوم خاک، اصفهان، ایران

3 استاد دانشگاه آزاد اسلامی، واحد اصفهان (خوراسگان)، گروه علوم خاک، اصفهان، ایران

4 دانشیار پژوهش، موسسه تحقیقات خاک و آب، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، کرج، ایران

5 استادیار گروه خاکشناسی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه شاهد، تهران

doi
10.22092/ijsr.2018.116566
چکیده

روش­های بسیاری از زمان ارائه چارچوب FAO برای ارزیابی تناسب اراضی توسعه‌یافته‌اند و برخی از آن­ها هنوز به‌صورت گسترده استفاده می­شوند. هدف از این مطالعه تعیین تناسب اراضی (با استفاده از روش فائو) و کیفیت حاصلخیزی ذاتی خاک (با استفاده از توابع عضویت فازی) برای گیاه برنج در اراضی شالیزاری شهرستان­های فومن و شفت در شمال ایران بوده است.بر طبق نتایج بدست آمده از روش فائو، پس از اقلیم (به علت محدودیت نسبت تعداد ساعات آفتابی به طول روز و میانگین دما در طول سیکلرشد) که محدودکننده‌ترین عامل برای کشت برنج آبی در منطقه مورد مطالعه است؛ عمده­ترین عامل خاکی محدودکننده وضعیت زهکشی بود. بر پایه کیفیت حاصلخیزی ذاتی خاک، ضخامت لایه شخم با تأثیر بر نفوذ ریشه و حجم خاک قابل دسترس برای عناصر غذایی مهم­ترین عامل محدودکننده بود. بر طبق شاخص اصلاح نشده اراضی (SQRI) بهروش فائو، اراضی مورد مطالعه در دو کلاس تناسب بحرانی (4/92%) و تناسب متوسط (6/7%) و بر پایه شاخص اصلاح شده اراضی (CLI) به این روش، کلیه اراضی مورد مطالعه در کلاس تناسب متوسط قرر گرفتند. از منظر کیفیت حاصلخیزی ذاتی بیشتر اراضی در دو کلاس مناسب (38%) و خیلی مناسب (27%) واقع‌شدند. همبستگی شاخص­های محاسبه­­ شده به روش فائو(SQRI و CLI) و شاخص کیفیت خاک محاسبه‌شده با ضریب همبستگی خطی پیرسون نشان داد که  شاخص هایاین دو روش به‌طور معنی­داری با یکدیگر همبستگی داشته­اند (0.7 r= و0.05 p< ).  ضریب تبیین هر یک از شاخص­های محاسبه‌شده به روش­های مذکور (فائو و کیفیت حاصلخیزی ذاتی) با تولید واقعی برنج، به ترتیب برابر 73/0 و 61/0  بود(0.05 p< ). نتایج این مطالعه نشان داد که استفاده از شاخص کیفیت حاصلخیزی ذاتی خاک در کنار ارزیابی تناسب اراضی در تعیین نواحی مستعد برای کشت برنج و مدیریت نهاده های کودی مؤثر می باشد.