توجیه معرفتی باورهای دینی از نگاه ویلیام آلستون

نویسندگان
doi
چکیده

یکی از موضوعات مهم در فلسفه‌ی دین بحث تجربه‌ی دینی و توجیه مفاهیم و باورهای دینی حاصل از آن است. در نیمه‌ی دوم قرن بیستم، برهان تجربه دینی بیشتر با تقریرهای معرفت شناسانه همراه شده است و برخی از فلاسفه‌ی دین کوشیده‌اند از معقولیت باورهای دینی مبتنی بر تجربه‌ی دینی دفاع کنند. یکی از این فلاسفه ویلیام آلستون است. او با ارائه‌ی نظریه‌ای در باب تجربه‌ی دینی کوشیده ‌است از طریق اعتباربخشی به معرفت تجربی خداوند، که وی آن‌ را تجربه‌ی عرفانی می‌نامد، مبنایی معرفتی برای توجیه و عقلانیت ایمان و باور به خدا فراهم آورد. آلستون در تبیین نظریه‌ی خود، ابتدا با طرح نظریه‌ی نمود و از طریق ادراکی دانستن تجربه‌ی دینی و احاله‌ی توجیه باورهای دینی به ادراکات عرفانی و سپس با توسل به رویکرد «رویه‌ی باورساز» و مبتنی کردن توجیه معرفتی باورهای دینی بر رویه‌ی باورساز عرفانی می‌کوشد که نشان دهد تجربه‌ی دینی منبعی برای توجیه اعتقادات دینی است.