جایگاه متافیزیک در فلسفه تحلیلی
نویسندگان
doi
چکیده
هرگونه تلاشی در جهت تعیین ویژگیهای اصلی یک مکتب فلسفی که باعث وحدت فکری اعضاء آن بشود، کاری بسیار سخت و دشوار است. فلسفۀ تحلیلی نیز، بهعنوان یکی از مکاتب مهم قرن بیستم، که در آن شاخههای مختلفی همچون رئالیسم منطقی، پوزیتیویسم منطقی و فلسفۀ زبان متعارف به فعالیت مشغولاند، از این قاعده مستثنی نیست. نگارنده کوشیده است در این مقاله با یافتن ویژگی اصلی و متمایزکنندۀ فلسفۀ تحلیلی، وحدت فلسفۀ تحلیلی و تمایلات متافیزیکی موجود در آن را به تصویر بکشد. به نظر میرسد هیچ یک از مکاتب مهم فلسفی به اندازۀ فیلسوفان تحلیلی بر سر این عقیده با هم متفقالقول نیستند که « زبان گمراه کننده است». بنابراین ادعا این است که ما میتوانیم جایگاه متافیزیک در فلسفۀ تحلیلی را از طریق ملاحظۀ نحوه برخورد فیلسوفان تحلیلی با گمراه کنندگی زبان مشخص کنیم.