بررسی کارایی DMPP در بازدارندگی نیترات سازی در مقادیر مختلف کاه گندم با استفاده از ردیاب ایزوتوپی 15N

نویسندگان

1 استادیار پژوهشگاه علوم و فنون هسته‌ای، سازمان انرژی اتمی ایران

2 عضو هیأت علمی، موسسه تحقیقات خاک و آب، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، کرج، ایران

3 عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم و فنون هسته‌ای، سازمان انرژی اتمی ایران

4 استاد، گروه علوم خاک، دانشکده کشاورزی، دانشگاه فردوسی مشهد

5 دانشیار، گروه علوم خاک، دانشکده کشاورزی، دانشگاه فردوسی مشهد

doi
10.22092/ijsr.2017.109934
چکیده

با توجه به لزوم افزایش مواد آلی در اراضی کشاورزی (از طریق برگرداندن بقایای محصولات زراعی به خاک) و انجام فرایند غیر‌متحرک شدن نیتروژن و کمبود موقتی منابع نیتروژنی، تحقیق و پژوهش در رابطه با افزایش بهره‌مندی هر چه بیشتر از این منابع امری بدیهی خواهد بود. در این راستا به منظور بررسی اثرات بازدارنده DMPP تحت سطوح مختلف کاه گندم و پاسخ آن [H1] در تجمع نیترات و آمونیوم در خاک و افزایش عملکرد و کارایی مصرف کود در گندم، آزمایش گلخانه‌ای در قالب طرح بلوک کامل تصادفی با آرایش فاکتوریل شامل سه سطح کاه گندم (صفر، پنج و ده تن کاه در هکتار) و فاکتور دوم در سه سطح بدون کود، کود سولفات آمونیوم نشاندار و کود سولفات آمونیوم نشاندار به همراه DMPP در سه تکرار و در طی دو سال زراعی (1393 و 1394) انجام شد. نتایج موید این مطلب بود که با استفاده از بازدارنده DMPP می‌توان تبدیل آمونیوم به نیترات را حدود یک ماه و نیم به تأخیر انداخت. کاربرد کاه گندم در تیمار بدون بازدارنده منجر شد تا میزان عملکرد و کارایی مصرف کود کاهش یابد. افزودن DMPP به کود سولفات آمونیوم روند فوق را تغییر داد و سبب شد تا عملکرد افزایش یافته و کارایی مصرف کود نیز سیر صعودی پیدا نماید. با افزایش بازدارنده (DMPP) غلظت آمونیوم مشتق شده از کود در خاک افزایش ‌یافته و ریزجانداران تجزیه‌گر از منبع تغذیه‌ای آمونیومی بهره مند می شوند. با توجه به ترجیح جذب آمونیوم به نیترات برای تغذیه این موجودات، به نظر می‌رسد حضور مقادیر زیادی از آمونیوم، رشد آنان را تحت تأثیر قرار داده و لذا از رقابت با گیاه کم می شود. بدین ترتیب برآیند فرایند فوق به نفع گیاه تمام‌شده و روند کاهش عملکرد و کارایی مصرف کود (به‌واسطه غیر‌متحرک ‌شدن نیتروژن) تا حدودی خنثی (و یا تعدیل) گردیده است.  [H1]گنگ و مبهم است.