جایگاه «مسأله فلسطین» در نظریه و کنش سیاسی جریان های تکفیری
نویسندگان
1 دانشگاه ایت الله بروجردی
2 دانش آموخته کارشناسی ارشد علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی
doi
10.30479/psiw.2021.13365.2804چکیده
هدف:با مهاجرت سازمانیافته یهودیان به فلسطین در اواخر قرن 19 و اشغال آن در سال 1948 «مسئله فلسطین» بهعنوان مهمترین چالش جهان اسلام مطرح شده و واکنشهای متفاوتی نیز از سوی دولتها و جنبشهای اسلامی نسبت به آن انجام شده است. گروههای سلفی تکفیری که داعیه دفاع از اسلام را دارند، طبعاً نمیتوانند نسبت به موضوع فلسطین بیتفاوت باشند. هدف این پژوهش، واکاوی موضع گروههای سلفی-تکفیری نسبت به مسئله فلسطین است. بر این اساس سؤال اصلی مقاله عبارت است از «جایگاه مسئله فلسطین در ساحت نظری و کنش سیاسی جریانهای تکفیری چگونه است؟» روش: روشی که در این نوشتار برای پردازش فرضیه به کار گرفتهشده، روش تاریخی-مقایسهای است و تلاش شده بر اساس نظریه دشمن نزدیک و دور جایگاه مسئله فلسطین-رژیم اشغالگر قدس در اندیشه سلفیهای تکفیری تبیین شود. یافتهها: جریان سلفی تکفیری دشمن را به دو بخش دشمن نزدیک و دور تقسیم میکند و غالب مسلمانان اعم از شیعیان و اهل تسنن غیرهمسو با تفکرات تکفیری، مصداق دشمن نزدیک بوده و رژیم اشغالگر قدس بهعنوان دشمن دور در اولویت مبارزه (جهاد) قرار گرفته است. نتیجهگیری:مصادیق دشمن دور و نزدیک در اندیشه و کنش سیاسی گروههای سلفی و تکفیری متحول شده است. در برخی مقاطع صهیونیسم و رژیم اشغالگر قدس دشمن نزدیک محسوب شده، اما بهتدریج قاطبه مسلمانان غیر سلفی تکفیری و شیعیان مصداق دشمن نزدیک بوده و رژیم اشغالگر قدس بهعنوان دشمن دور شناخته شده و اینگونه مسئله فلسطین، در اندیشه و کنش این جریان به حاشیه رانده شده است.