رویکرد پدیدارشناسانه به چالش‏های معلمان ابتدایی فارس از تدریس مبتنی بر بسترهای الکترونیک به‌منظور ارائه الگوی تدریس اثربخش

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری برنامه‌ریزی درسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد لامرد، لامرد، ایران

2 استادیار گروه علوم تربیتی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد لامرد، لامرد، ایران

3 استاد گروه علوم تربیتی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد لامرد، لامرد، ایران.

doi
10.22054/jti.2025.80650.1480
چکیده

هدف اصلی پژوهش حاضر واکاوی چالش‏های معلمان ابتدایی فارس از تدریس مبتنی بر بسترهای الکترونیک به‌منظور ارائه الگوی تدریس اثربخش بود. این پژوهش کیفی با استفاده از روش پدیدارشناسی اجرا شد. روش گردآوری اطلاعات استفاده از مصاحبه‌های نیمه‌ساختمند بود. بر این اساس، از بین خبرگان علمی، مدیران و معلمان دوره ابتدایی 12 نفر بر اساس معیارهای هدفمند ملاکی ورود به پژوهش انتخاب شدند. تحلیل مصاحبه‌ها، با استفاده از الگوی هفت مرحله‌ای کلایزی (1978) و روش پدیدارشناسی انجام شد. اعتبار داده‌های با استفاده از تکنیک‌های تأییدپذیری، اعتمادپذیری و همسوسازی پژوهشگران تأیید شد. پس از تحلیل شواهد کیفی مقوله‏های سازمان‏دهنده در 5 دسته ارائه شد. 7 مقوله در دسته ‏«تولید زمان، هزینه و ایده اثربخش دنباله‏دار»،7 مقوله پایه در دسته «درون‏سپاری یادگیری با نقش بار شناختی»، 5 مقوله پایه در دسته «مدیریت طرح‏ریزی برنامه»،3 مقوله پایه در دسته «مدیریت یادگیری پیمایش از دور»، 6 مقوله پایه در دسته «تشخیص و تعیین هم‏نیاز آموزش و هم فاصله فرکانسی با آموزش تازه». شناسایی چالش‏ها و نکات تدریس اثربخش در بستر الکترونیکی به معلم این امکان را می‏دهد که چالش‏ها و دام‏های طراحی و توسعه تدریس الکترونیکی را دور بزند تا بتواند در مسیر موفقیت پیش برود.