ارزیابی تأثیر بلند مدت روشهای مختلف مدیریت خاکورزی و تناوب زراعی بر ذخایر کربن آلی خاک
نویسندگان
1 استادیار بخش تحقیقات حفاظت خاک و آبخیزداری، مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی کرمانشاه سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، کرمانشاه، ایران
2 مربی پژوهشی بخش تحقیقات خاک و آب، مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی کرمانشاه، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، کرمانشاه، ایران
doi
10.22092/ijsr.2016.107360چکیده
عملیات خاکورزی مناسب و رعایت تناوب صحیح زراعی دو عامل مهم مدیریتیاند که می توانند ذخایر کربن آلی خاکها را تحت تأثیر قرار دهند. تحقیق حاضر به منظور بررسی اثرات بلند مدت روشهای مختلف خاکورزی و تناوب زراعی بر میزان ذخیره کربن آلی خاک در ایستگاه تحقیقاتی ماهیدشت انجام شد. این آزمایش بصورت فاکتوریل در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با دو فاکتور که شامل فاکتور خاکورزی با سه روش( بیخاکورزی، چیزل و گاوآهن برگردان دار) و فاکتور تناوب زراعی در سه سطح(گندم-ذرت، گندم-کلزا و گندم-گلرنگ)، با سه تکرار به مدت 5 سال اجرا گردید. هر ساله در پایان فصل رشد نمونهبرداری از خاک از اعماق 15-0 و30-15 سانتیمتری انجام شد که در آنها جرم مخصوص ظاهری و کربن آلی خاک اندازهگیری گردید. نتایج نشان داد که در سالهای اول اجرای آزمایش اثر فاکتور خاکورزی از نظر آماری معنیدار نگردید اما در سالهای پایانی و نیز در مجموع پنج سال فاکتور خاکورزی از نظر آماری معنیدار شد بطوریکه استفاده از روش بیخاکورزی در اولویت قرار گرفت. همچنین نتایج نشان داد بیشترین ارتقاء ذخیره کربن آلی خاک در پایان پنج سال آزمایش از کاربرد بیخاکورزی با تناوب گندم-گلرنگ به میزان 1/5 تن در هکتار به دست آمد. ضمن آنکه کاربرد چیزل در نظام خاکورزی در بیشتر موارد منجر به تقلیل ذخیره کربنی خاک به میزان حدود 5/1 تن در هکتار شده بود. بنابراین استفاده از بیخاکورزی با تناوب گندم-گلرنگ و حتی با تناوب گندم-کلزا در طولانی مدت بر روشهای دیگر برتری دارد و قابل توصیه برای منطقه میباشد.