نظریه ارجاعی معنا

نویسندگان
doi
چکیده

مباحث فلسفه زبان (زبانشناسی فلسفی) را زیر دو عنوان کلی معناشناسی فلسفی[1] و کارکردشناسی فلسفی[2] میتوان دسته بندی کرد. اولی دارای دو بخش عمده نظریه معنا[3] (شامل بحث‌های مربوط به ماهیت معنا، معناداری، هم معنایی، تحلیلیت، و استلزام) و نظریه ارجاع[4] (شامل بحث‌های مربوط به نامگذاری، صدق، دلالت، دامنه مصادیق و مقادیر متغیرها) و دومی نیز به دو بخش نظریه افعال گفتاری و نظریه مکالمه قابل تفکیک است. ویلیام جی لایکان، نویسنده مقاله، با کمی تفاوت این طبقه بندی را میپذیرد. او معتقد است[5] که غایت اصلی فلسفه زبان، نظریه معنا می‌باشد؛ اما چهار هدف فرعی و تبعی این فلسفه عبارتند از: نظریه ارجاع - که آنرا نباید با نظریه ارجاعی[6] (موضوع مقاله حاضر، یکی از نظریه‌های معنا) اشتباه کرد، نظریه صدق[7]، کارکردشناسی فلسفی و فلسفه زبان‌شناسی[8] - که آنرا نباید با فلسفه زبانی[9] اشتباه کرد. [1] .philosophical semantics. [2]. philosophical pragmatics. [3]. theory of meaning. [4]. theory of reference. [5].The Cambridge Dictionary of  Philosophy, Robert Audi (ed.), Index: “philosophy of  language”. [6]. Referential Theory of meaning [7]. Theory of truth. [8]. philosophy of linguistics. [9].linguistic philosophy.

کلیدواژه‌ها