اثر بهینهسازی بار شناختی آموزش به شیوه چندرسانهای بر خود نظم دهی فراگیران
نویسندگان
1 گروه علوم تربیتی، دانشکده تعلیم و تربیت اسلامی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات، تهران
doi
10.22054/jti.2025.80647.1479چکیده
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر بار شناختی بیرونی آموزش به شیوهی چندرسانهای بر خودنظمدهی فراگیران انجام شده است. این پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیشآزمون- پسآزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشآموزان مقطع ابتدایی مدارس هوشمند شهر تهران در سال تحصیلی 1397-1396 بود. روش نمونهگیری هدفمند بود و بر این اساس 30 نفر از فراگیران که توسط یک معلم علوم تجربی آموزش میدیدند، انتخاب و به شکل تصادفی در گروههای 15 نفری آزمایش و کنترل قرار گرفتند. طی 15 جلسهی 40 دقیقهای، گروه آزمایش در معرض متغیر مستقل (چندرسانهای آموزشی مبتنی بر الگوی طراحی آموزشی مریل) قرار گرفت. گروه کنترل محتوای درس علوم تجربی را که با توجه به الگوی طراحی آموزشی مریل طراحی شده بود، به شیوهی تدریس معمول آموزش دیدند. دانشآموزان در هر دو گروه قبل و بعد از آموزش به پرسشنامه خودنظمبخشی تحصیلی (SRQ-A) پاسخ دادند. بهمنظور تجزیهوتحلیل دادههای جمعآوریشده از آزمون رگرسیون، تی مستقل و تی زوجی و کوواریانس در نرمافزار SPSS استفاده شده است. استفاده از آموزش چندرسانهای که بر پایه الگوی طراحی مریل استوار است، میتواند به کاهش بار شناختی بیرونی و تقویت خودنظمدهی در یادگیرندگان منجر شود. نتایج نشان دادهاند که گروهی که با استفاده از الگوی طراحی مریل آموزش دیدهاند، بار شناختی کمتری را تجربه کرده و خودنظمدهی بیشتری نشان دادهاند. کاهش بار شناختی و افزایش خودنظمدهی در دانشآموزان میتواند به آنها کمک کند تا از زمان و انرژی خود به شیوهای مؤثرتر استفاده کنند. این دانشآموزان، که احساس کنترل بیشتری بر فرآیندهای یادگیری خود دارند، انگیزهی بالاتری برای دستیابی به موفقیتهای تحصیلی از خود نشان میدهند.