تحلیل ژئوپلیتیکی روابط ایران و روسیه پس از انقلاب اسلامی با تأکید بر نظریه توازن قوا مورگنتا

نویسندگان

1 استاد مطالعات منطقه‌ای دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، تهران، ایران

2 دانش‌آموخته دکترای تخصصی جغرافیای سیاسی. دانشگاه تربیت مدرس. تهران. ایران

doi
10.22067/pg.2021.26929.0
چکیده

کشورهای ایران و روسیه از دیرباز دو قطب مهم در دو سوی دریای خزر بوده­ اند که در مناطق ‏هارتلند و ریملند جهانی قرارگرفته ­اند. اهمیت ژئوپلیتیک و ژئواستراتژیک دو کشور نسبت به سایر کشورهای منطقه سبب شده نقش پویاتری در معادلات سیاسی آسیای مرکزی و قفقاز داشته باشند. ازآنجا‌که امروزه عامل قدرت و وزن ژئوپلیتیکی در روابط بین‌الملل اهمیت دوچندان یافته است و روسیه یک قدرت جهانی و ایران یک قدرت منطقه ­ای قلمداد می‌شود؛ دو کشور همواره در روابط خود از این عامل­ ها در جهت اعمال سیاست‌های خود بهره می‌برند. نظریه واقع­گرایی ‏هانس مورگنتا که بر توازن قوا و نقش عامل قدرت تأکید دارد، گواهی بر این ادعا می‌باشد. این مقاله سعی دارد با روش کیفی و رویکرد توصیفی­-تحلیلی و از دیدگاه نظریه توازن قوا به تحلیل ژئوپلیتیکی روابط ایران و روسیه پس از انقلاب اسلامی بپردازد. براین اساس نتایج پژوهش حاکی از آن است، همان‌طور که مورگنتا بر عامل قدرت و منافع ملی به‌عنوان مهم‌ترین شاخص در روابط بین ­الملل تأکید دارد، روسیه همواره همۀ روابط سیاسی خود را با ایران به‌ویژه در مسائل منطقۀ آسیای مرکزی – قفقاز- غرب آسیا و برجام در راستای منافع ملی خود تدوین کرده و روابط تاکتیکی خود را با ایران مبتنی بر اهداف استراتژیک در جهت افزایش قدرت و وزن ژئوپلیتیکی خود بهره برده است. ولی به نظر می‌رسد، تصمیم‌گیرندگان در عرصه روابط خارجی باید بیش‌ازپیش به این عوامل توجه کنند.