سنجش و مقایسه شکاف معرفتی معلمان و دانشآموزان نسبت به مدل و مدلسازی علمی
نویسندگان
1 استادیار گروه علوم تربیتی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران
doi
10.22070/tlr.2025.18733.1549چکیده
دانشمندان برای توصیف و پیشبینی دنیای واقعی از مدلها استفاده میکنند، دانشآموزان و معلمان نیز برای آموزش علوم، از مدلها استفاده میکنند. برنامههای درسی و استانداردهای آموزش علوم همواره بر مدلها تاکید میکنند. از طرفی نزدیکی دیدگاه معلمان و دانشآموزان در موضوعات درسی اثربخشی آموزش را افزایش میدهد. این مطالعه ضمن سنجش عملکرد معلمان و دانشآموزان در مدلسازی، میزان درک آنها را از مدلها سنجیده و با یکدیگر مقایسه میکند. جامعه پژوهش دانشآموزان دوره متوسطه شهر اهواز و معلمان دروس علوم پایه آن شهر هستند. از 41 معلم فیزیک، شیمی، و زیست شناسی و 431 دانشآموز پایههای دهم و یازدهم دوره دوم متوسطه خواسته شده پس از انجام مدلسازی، به پرسشنامه استاندارد درک از مدل پاسخ دهند. سنجش عملکردها نشان داد که توانائی معلمان در ساختن و درک از مدل تفاوت آشکاری با دانش آموزان دارد، با این وجود معلمان از نظر بازنمایی نظری و درک مدلها به عنوان کپی دقیق از واقعیت، مشکلات مشابه دانشآموزان داشتند به طوری که دانشآموزان و معلمانی که مدل را کپی دقیق از واقعیت میدانستند، توانایی کمی در ساخت مدل داشتند. نتیجه اینکه به دلیل شکاف بین درک معلمان و دانشآموزان از ماهیت، هدف، و کاربرد مدلها، عملکرد متفاوتی در ساخت مدل و یادگیری از طریق مدلها در آنها دیده میشود. تغییر در برنامه درسی تربیت معلمان علوم در جهت ترویج مدلسازی و تدریس مبتنی بر مدل، بهمراه توجه بیشتر برنامه درسی دوره متوسطه به مدلسازی علمی میتواند ضمن پرکردن شکاف بین درک معلمان و دانشآموزان از مدل، موجب یادگیری بهتر موضوعات علمی شود.