تنظیم بازار منطقه‌ای در ایران؛ الگوی مفهومی و اجرایی در شرایط بحران

نویسندگان

1 مربی موسسه مطالعات و پژوهش‌های بازرگانی

2 استادیار مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های بازرگانی، تهران، ایران (نویسندۀ مسئول).

3 دانشیار، مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های بازرگانی، تهران، ایران

doi
10.22084/aes.2026.31601.3832
چکیده

اختلال‌های مکرر در بازار کالاهای اساسی و آسیب‌پذیری زنجیره‌های تأمین، به‌ویژه در شرایط بحرانی ناشی از تحریم‌ها و جنگ‌های‌ منطقه‌ای اخیر، ضرورت بازاندیشی در شیوه‌های سیاست‌گذاری بازار را آشکار ساخته است. مسأله اصلی این پژوهش، فقدان الگویی بومی برای تنظیم بازار منطقه‌ای در ایران است؛ الگویی که بتواند ظرفیت‌های منطقه‌ای را با سیاست‌گذاری ملی پیوند دهد و کارآمدی تنظیم بازار را ارتقا بخشد. این پژوهش با هدف طراحی الگوی مفهومی تنظیم بازار منطقه‌ای انجام شده است. ابتدا با مرور ادبیات نظری و پیشینه مطالعات، الگوی مفهومی سه سطحی (مدیریت بحران، برنامه‌ریزی منطقه‌ای و تنظیم بازار) شناسایی و در سه گام دنبال شد: منطقه‌بندی کشور بر اساس شاخص‌های جمعیتی، تولیدی و زیرساختی؛ استخراج و وزن‌دهی شاخص‌ها با بهره‌گیری از تحلیل داده‌های آماری و اجماع خبرگان (روش دلفی) و تحلیل سلسه مراتبی و در نهایت طراحی شاخص ترکیبی برای رتبه‌بندی گزینه‌های منطقه‌بندی. یافته‌ها نشان می‌دهد که در میان گزینه‌های مختلف، الگوی پنج‌منطقه‌ای بیشترین توازن را میان ابعاد کارآمدی، عدالت و قابلیت اجرا برقرار می‌کند. این الگو توانست ضمن توزیع متوازن ظرفیت‌های تولیدی و زیرساختی، همگنی نسبی جمعیت و پراکندگی منطقی استان‌های قوی را تضمین نماید و از مزیت تمرکز مدیریتی بیشتری برخوردار گردد. بر پایه نتایج، پیشنهاد می‌شود سیاست‌گذاران با تکیه بر این الگوی مفهومی و عملیاتی، سازوکاری چندسطحی برای تنظیم بازار طراحی کنند؛ به‌گونه‌ای که سطح ملی راهبری، سطح منطقه‌ای هماهنگی و سطح استانی اجرا را بر عهده گیرد. این الگو می‌تواند زمینه‌ساز ارتقای تاب‌آوری بازار کالاهای اساسی در ایران  در شرایط بحران باشد.