رویکرد علّامه طباطبائی (ره) به ادلّة مُثُل افلاطونی در فلسفة صدرایی
نویسندگان
1 استادیارگروه معارف، دانشگاه علوم پزشکی، شیراز، ایران
doi
10.22054/tat.2019.39565.75چکیده
مسئلة مُثُل یکی از اساسیترین مسائل هستیشناسی است که برای اولینبار افلاطون آن را مطرح و از مبانی فلسفة خویش قرار داد، منتهی تا به امروز یکی از پیچیدهترین مسائل الاهیات بالمعنی الأخص باقی مانده است. صدرالمتألهین، بر اساس اصالت وجود، تفسیر خاصی از آن ارائه کرده و معتقد است که تنها راه رسیدن به مُثُل، شهود مستقیم آنهاست؛ اما درعینحال در اقامة برهان برای اثبات مُثُل از هیچکوششی دریغ نکرده است. دیدگاه علّامه طباطبائی این است که هیچیک از براهین عقلی اثبات مُثُل، کافی و تام نیست و معتقد است دلایل اقامهشده اعم از مدّعاست و بهوسیلة براهین مذکور تنها موجود مجرد عقلی بهعنوان واسطة در فیض و مدبّر موجودات طبیعی اثبات میشود و بدیهی است که اثبات امر اعم، مستلزم اثبات امر اخص نیست و اگر گفته شود که وجود ارباب انواع و مُثُل نوریه با دریافتهای عقلی میسور نیست، بلکه با ادراکهای شهودی و دریافتهای ذوقی قابلدرک است، همانگونه که قائلین به مُثُل بر این باورند؛ بنابراین مسئلة مُثُل از حوزة مسائل فلسفی خارج و وارد حوزة عرفان میشود؛ زیرا مسائل فلسفی و حلّ آنها صرفاً بر عقل و دریافتهای عقلی استوار است.