مقایسة نظرات ملاصدرا، علامه طباطبایی و آیت‌الله جوادی آملی دربارة عالم ذر

نویسندگان

1 دانشجوی کارشناسی ارشد پیام نور گروه علوم قرآن و حدیث، تهران، ایران

2

doi
10.22054/tat.2018.32555.58
چکیده

بحث عالم ذر از دیرباز تاکنون از جمله مباحث پرچالش میان مفسران قرآن کریم، متکلمان و فلاسفة مسلمان بوده‌است. ریشة این مسائل هم مربوط به آیة 172 از سورة اعراف و احادیث وارده پیرامون آن می‌باشد. ملاصدرا آن را متعلق به عالَم عقول یا علم الهی می‌داند و معتقد است این عالم که در آن خداوند از همة اولاد آدم اقرار به ربوبیت خود را گرفته، مربوط به عالمی ‌ به نام عالم عقول مفارق است. به نظر صدرا، در عالم ذر همین وجودات نفسانی عالم دنیا به صورت بسیط و دارای وحدت جمعی موجود هستند و حقیقت توحید به انسان فهمانده شده‌است، اما علامه طباطبایی می‌گوید این عالم همان نشئة ملکوتی انسان است که در عین اینکه جنبة ملکی دارد، اگر به وجود ملکوتی خود از راه دلش توجه کند، آن معارف کلی توحیدی را درک می‌کند. جوادی آملی با وجود آنکه در مبانی فلسفی معتقد به حکمت متعالیة صدرایی است و خودش هم شاگرد بارز علامه طباطبایی است، اما در این زمینه، اندکی از استادان خود فاصله می‌گیرد و می‌گوید این عالم همان فطرت و سرشت انسان است؛ یعنی عالم ذر و میثاق، همان عالم فطرت و شهود قلبی است. به نظر او، هرگاه انسان به ساختار درون خود رجوع کند، چون خدا او را با سرمایة توحیدی خلق فرموده‌است، می‌تواند آن حقایق کلی توحید ربوبی را درک کند. به نظر نویسندگان، سخن هر سه نفر از باب حمل شایع و مصداق به یک چیز برمی‌گردد وآن وجود نشئه‌ای به نام ذر، بدون تقدم زمانی و واجد تقدم رتبی و مکانی نسبت به عالم طبیعت است که در آن حقایق توحیدی بر انسان عزضه شده‌است، ولی آنچه که با ساختار کلام وحی و اشهاد انسان‌ها بر نفوس خویش سازگارتر می‌نماید، بیان علامه جوادی آملی است.