بررسی تطبیقی دیدگاه زمخشری و علامه طباطبایی در فهم استفهامات قرآنی
نویسندگان
1 استادیار گروه علوم قرآن و تفسیر دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم تهران، ایران
2 دانشجوی دکتری رشتة تفسیر تطبیقی موسسة آموزش عالی کوثر، قم، ایران
doi
10.22054/tat.2018.33990.60چکیده
استفهام از سبکهای زیبای قرآنی برای بیان حقیقت و آگاهی دادن به مخاطب است. غالب استفهامهای قرآن در بر دارندة اغراض و اهدافی غیر از استفهام حقیقی است. دانشمندان علم بلاغت، معانی ثانویة متعددی را از جمله انکار، استهزاء، تعجب، تقریر، نفی و... برای استفهام برشمردهاند. در نوشتار حاضر، با روش تطبیقی دیدگاه زمخشری و علامه طباطبایی در فهم استفهامات قرآنی بررسی شدهاست. هرچند شباهتهای بسیاری در تبیین معنای ثانویة استفهام در دو تفسیر وجود دارد، لیکن وجوه اختلافی هم مشاهده میشود. تفاوت برداشت دو مفسر در فهم معنای استفهام، بیان نشدن معنای ثانویه از جانب یکی از دو مفسر یا از جانب هر دو مفسر، نمونههایی از این وجوه اختلاف است. تفاوت برداشت دو مفسر از عواملی ناشی میشود که مهمترین آنها، توجه به سیاق کلام، قرینههای لفظی و معنوی و نیز مخاطب آیه است.