ارزیابی برهمکنش ژنوتیپ × محیط برای عملکرد و پایداری عملکرد علوفه هیبریدهای امیدبخش سورگوم علوفه‌ای (Sorghum bicolor (L.) Moench) با استفاده از تجزیه AMMI

نویسندگان

1 دانشیار، بخش تحقیقات ذرت وگیاهان علوفه ای، مؤسسه تحقیقات اصلاح و تهیه نهال و بذر، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، کرج، ایران.

2 استادیار، بخش تحقیقات علوم زراعی و باغی، مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان مازندران، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، ساری، ایران.

3 استادیار، بخش تحقیقات علوم زراعی و باغی، مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی صفی‌آباد، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، دزفول، ایران.

4 استادیار، بخش تحقیقات ذرت وگیاهان علوفه ای، مؤسسه تحقیقات اصلاح و تهیه نهال و بذر، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، کرج، ایران.

5 دانشیار، بخش تحقیقات علوم زراعی و باغی، مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان گلستان، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، گرگان، ایران.

6 استادیار، بخش تحقیقات علوم زراعی و باغی، مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان لرستان، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، بروجرد، ایران.

doi
10.22092/spj.2026.370971.1445
چکیده

این پژوهش با هدف ارزیابی برهمکنش ژنوتیپ × محیط برای عملکرد و پایداری عملکرد علوفه ی یازده هیبرید امیدبخش سورگوم علوفه‌ای و رقم اسپیدفید (به عنوان شاهد) در پنج ایستگاه تحقیقات کشاورزی (کرج، بروجرد، گرگان، دزفول و ساری) در دو فصل رشد 1402 و 1403 در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار اجرا شد. تجزیه واریانس مرکب داه ها نشان داد که برهمکنش ژنوتیپ × مکان × سال بر عملکرد علوفه تر و خشک در سطح احتمال یک درصد معنی‌دار بود. مقایسه میانگین ها نشان داد که هیبریدهای KHFS3 و KHFS10 به‌ترتیب با 145/5و 141/3تن در هکتار بیشترین عملکرد علوفه تر را داشتند. بیشترین عملکرد علوفه خشک (35/2 تن در هکتار) نیز متعلق به هیبرید KHFS3 بود که 12/5درصد نسبت به رقم شاهد (اسپید فید) برتری داشت. محیط، ژنوتیپ و برهمکنش آنها به‌ترتیب 68/57، 9/23و 22/19درصد از کل تغییرات مشاهده شده مربوط به عملکرد علوفه خشک و به‌ترتیب 61/46، 87/۲۰ و 66/۱۷ درصد از کل تغییرات مشاهده شده مربوط به عملکرد علوفه تر را توجیه کردند. بررسی برهمکنش ژنوتیپ × محیط با استفاده از روش تجزیه AMMI نشان داد که دو مؤلفه اصلی مدل معنی‌دار بودند و به‌ترتیب 71/40و 17/61درصد از واریانس برهمکنش را توجیه کردند. بر اساس ارزش پایداری امی (ASV) و میانگین وزنی نمرات مطلق (WAAS) هیبریدهای KHFS5 و KHFS3 به‌ترتیب بیشترین پایداری عملکرد علوفه خشک و تر را نشان دادند. بر اساس نتایج تجزیه گرافیکی، هیبریدهای KHFS3 و KHFS10 به‌ترتیب به‌عنوان ژنوتیپ‌های برتر برای عملکرد علوفه تر و علوفه خشک با پایداری عملکرد بالا شناسایی شدند. این هیبریدها با عملکرد علوفه و سازگاری بالا، گزینه‌های مناسبی برای کشت در اقلیم‌های هدف کشور می باشند و می‌توانند در برنامه‌های به نژادی سورگوم علوفه ای نیز برای بهبود عملکرد علوفه مورد استفاده قرار گیرند.