مقایسۀ تحلیلی روش علامه طباطبائی با مفسران روایی در تعامل با روایات تفسیری (بررسی موردی محکم و متشابه ذیل آیۀ ۷ سورۀ آل عمران)

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری قرآن وحدیث دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران

2 دانشجوی دکتری قرآن وحدیث دانشگاه یزد، یزد، ایران

3 عضو هیئت علمی گروه علوم قرآن وحدیث دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران

doi
10.22054/tat.2017.8044
چکیده

از عمده‌ترین تفاوت‌های میان دو روش تفسیر اجتهادی و نقلی، نحوۀ تعامل آن‌ها با روایات است؛ تا جایی که اختلافات مبنایی موجود میان این دو روش تفسیری و بروز تعارض‌های جدی در نحوۀ برخورد با آیات و روایات در قرون اخیر و نتایج حاصل از آن، بررسی دقیق آن­ها را حائز اهمیت می‌سازد. این جستار در­صدد است با روش توصیفی- تحلیلی، به بررسی محکم و متشابه در روایات، ذیل آیۀ ۷ سورۀ آل عمران پرداخته و آن را با نظر علامه طباطبائی مقایسه نماید. در این راستا، نظر صاحب المیزان با تفاسیر روایی نور الثقلین، البرهان، کنز الدقائق، الصافی، قمی و عیاشی مقایسه شده و پس از دست‌یابی به تعریفی جامع، میزان انطباق آن‌ها با آیۀ شریفه و روایات مرتبط، ارز‌یابی شده‌ است. از جمله نتایج پژوهش این است که بنابر شیوۀ اجتهادی علامه، در استفادۀ توأم از عقل و نقل و اعتقاد به عدم حجیت خبر واحد در غیر مسائل فقهی، خصوصاً اصول دین و معارف تفسیری، مشخص می‌شود نظر علامه با روایات هم‌خوانی کامل دارد؛ ضمن اینکه برخلاف غالب تفاسیر روایی به تعارض ظاهری میان روایات متنوع نیز پاسخ می‌دهد. دیگر اینکه معصوم علیه‌السلام، بنابر وظیفه‌ای که در هدایت مردم دارد، عالم به تمامی قرآن است و خارج ساختن علم به حتی یک آیه از قرآن از گستره علمی ایشان، در معنای نقض غرض مسئولیتی است که به عنوان ولی الهی از سوی خدا بر عهدۀ وی نهاده شده و منافی حکمت خداوندی است؛ اما این امر منافاتی با انحصار علم به تأویل به خدا در آیۀ شریفه ندارد.