ارزیابی شیوههای فرزندپروری خانوادهها به روش کیفی و تأثیر آن بر خودارزشمندی دانشآموزان دوره ابتدایی
نویسندگان
1 استادیار، رشته روانشناسی تربیتی، گروه روانشناسی تربیتی، موسسه آموزش عالی تاکستان، قزوین، ایران
2 کارشناسی ارشد، رشته روانشناسی تربیتی، گروه روانشناسی تربیتی، موسسه آموزش عالی تاکستان، قزوین، ایران.
3 دانشیار، رشته روانشناسی تربیتی، گروه روانشناسی تربیتی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران غرب، تهران، ایران.
doi
10.22054/soece.2026.78836.1300چکیده
هدف اصلی این پژوهش ارزیابی و تعیین شیوههای فرزندپروری خانوادهها و تأثیر آن بر خود ارزشمندی دانشآموزان دوره ابتدایی بود. روش پژوهش با به کار گیری رویکرد ترکیبی به روش آمیخته اکتشافی انجام شده است.که شامل روش های کمی و کیفی است. ابزار پزوهش در بخش کیفی مصاحبه و در بخش کمی پرسشنامه بامریند و خود ارزشمندی کروکرلف است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانشآموزان ابتدایی منطقه 2 تهران در سال تحصیلی 1402-1401 بود که این تعداد 23000 نفر بود. مطابق جدول مورگان 378 نفر به شیوه نمونهگیری خوشهای انتخاب شد. بدین صورت که برای ارزیابی شیوههای فرزندپروری خانوادهها از مصاحبه با والدین و برای ارزیابی و تعیین شیوههای فرزندپروری خانوادهها و تأثیر آن بر خودارزشمندی دانشآموزان از پرسشنامه استفاده شد. در بخش کیفی مصاحبهها از 38 نفر از والدین دانشآموزان صورت گرفت و شیوه غالب فرزندپروری تعیین گردید. نتایج تحلیل سؤالات تحقیق نشان داد شیوههای متقاوت فرزندپروری خانواده بر خودارزشمندی دانشآموزان دوره ابتدایی تأثیر دارد. بدین ترتیب که سبک غالب فرزندپروری در بین والدین سبک مقتدرانه است و باورهای دینی و مذهبی، عوامل فرهنگی خانواده ها، وضیعت اقتصادی و روابط عاطفی والدین در تعیین سبک های فرزندپروری موثر است. سپس برای تعیین اثرات شیوههای فرزندپروری بر خودارزشمندی دانشآموزان، پرسشنامه در بین 378 نفر از آن ها توزیع و جمعآوری شد. همچنین نتایج نشان داد شیوه فرزندپروری مقتدرانه بر خودارزشمندی دانشآموزان دوره ابتدایی 1/38 درصد در جهت مثبت و مستقیم و شیوه فرزندپروری مستبدانه و سهلگیرانه به ترتیب 3/4 و 4/2 درصد در جهت منفی و معکوس بر خودارزشمندی دانشآموزان دوره ابتدایی تأثیر دارد.