تأثیرات بازدارندگی ایران و اسرائیل بر امنیت منطقهی آسیای غربی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری روابط بین الملل، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران
2 دانشیار روابط بین الملل، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
doi
چکیده
نظریهی بازدارندگی یکی از نظریات مبتنی بر رئالیسم واقعگرائی در عرصهی بینالملل است که عمدتاً پس از جنگ جهانی دوم و با تضعیف آرمانگرایی، مورد توجه نظریهپردازان مسائل استراتژیک قرار گرفت. این نظریه در روابط بینالملل به «قدرت» به عنوان مؤلفهی اصلی تبیین کننده روابط بین- کشورها تأکید میکند و ضمن رد نظرات «ایده آلیستی» بر این باور است که میزان قدرت دولتها، تأثیر مستقیم بر میزان امنیت ملی آنها دارد. مقاله اخیر ضمن بررسی و تجزیه و تحلیل بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران و اسرائیل با روش مصاحبه با متخصصین و اهل فن در سیاست خارجی و مطالعات نظامی در قالب پرسشنامهای تلاش داشته تأثیرات منطقهای بازدارندگی دو کشور در منطقهای آسیای غربی را مورد ارزیابی قرار دهد. با توجه به دشمنی جمهوری اسلامی ایران و اسرائیل این نوشتار معتقد است که بازدارندگی دو کشور برعکس نقش بازدارندگی در امنیت سازی در منطقه آسیای غربی، باعث ایجاد ناامنی در ابعاد مختلف امنیتی این منطقه شده است یعنی بازدارندگی دو کشور هرچند توانسته برای دو کشور امنیت ساز باشد اما بهطور کل در سطح منطقه باعث ایجاد ناامنی شده است.