عدالت اجتماعی، عدالت فضایی و توسعه
نویسندگان
1 دانش آموخته دکتری جغرافیای سیاسی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
doi
چکیده
عدالت فضایی یکی از مهمترین مباحثی است که رابطه بسیار وسیعی با عدالت اجتماعی و توسعه دارد. هدف این مقاله عبارت است تحلیل و بررسی رابطه عدالت فضایی با عدالت اجتماعی و توسعه. سؤال اصلی مقاله این است که عدالت فضایی چه رابطهای با عدالتت اجتماعی دارد و این دو چگونه توسعه واحدهای جغرافیایی را تحت تأثیر قرار میدهند؟ فرضیه پژوهش این است که بدون عدالت توسعه معنا پیدا نمیکند که البته عدالت انواع و ابعاد مختلفی دارد. عدالت فضایی به عنوان یکی از انواع عدالت ریشه در عدالت اجتماعی دارد. روش انجام این مقاله توصیفی تحلیلی است که در آن سعی خواهد شد با استفاده از مقالات علمی و پژوهشی و نیز منابع کتابخانهای به تحلیل موضوع پرداخته شود. نتایج مقاله نشان میدهد که بیعدالتی را نمیتوان فقط محدود به سنجش نابرابریهای اقتصادی دانست چرا که فضا یک بعد اساسی و بنیادی در جامعه انسانی است و عدالت اجتماعی در فضا جاری شده است و هم عدالت و هم بیعدالتی در فضا نمایان میشود. از اینرو تجزیه و تحلیل بر کنش بین فضا و اجتماع در فهم بیعدالتیهای اجتماعی و نحوه تنظیم سیاستهای برنامهریزی برای کاهش یا حل آنها ضروری است. لحاظ نکردن «اصل عدالت اجتماعی» باعث شکلگیری آسیبهای اجتماعی از جمله جرم، جنایت، فقر، فساد، امراض شهری و غیره خواهد شد. از طرفی بخش مهمی از علم بدیع توسعه پایدار بر اهمیت برابری اجتماعی تأکید دارد. از اواخر دهه 1960، مفهوم و کارکرد عدالت اجتماعی وارد ادبیات جغرافیایی میشود و جغرافیای رادیکال و لیبرال را بیش از سایر مکتبها تحت تأثیر قرار میدهد. مسائلی نظیر رفاه اجتماعی، نابرابریهای شدید، فقر، شیوع امراض، نژادپرستی، قومگرایی، جرم و جنایت، انتظار عمر، اصالت زن و آلونکنشینی که تا آن زمان در جغرافیا فراموش گشته بود به سرعت مورد توجه جغرافیدانان قرار میگیرد و هریک از این موضوعات، جغرافیای خاص خود را مییابد. از مهمترین پیامدهای رشد شتابان شهرنشینی و توسعه کالبدی شهرهای کشور در دهههای اخیر ازهمپاشیدگی نظام توزیع مراکز خدمات شهری بوده که زمینهساز نابرابری اجتماعی شهروندان در برخورداری از این خدمات شده است.