علاّمه طباطبائی: معرفتشناسی مبناگرا
نویسندگان
1 دانشگاه علامه طباطبایی
doi
10.22054/tat.2016.5714چکیده
علاّمه طباطبائی در معرفتشناسی خویش، توجّه و التفات خاصّی نسبت به «بدیهیّات» نشان میدهد. وی در این زمینه با تأکید بر «تصدیقات بدیهی» و نقش مبنایی آنها در ساختار معرفت، به ارائة مبناگرایی خویش میپردازد. خطاناپذیری «تصدیقات اوّلی» و اهمیّت آنها در معرفتشناسی علاّمه طباطبائی سبب شده است تا دیدگاه وی را به صورت «مبناگرایی خطاناپذیر» آشکار نماید. بیشک مسئلة «شناخت یقینی» و ارزش معرفتبخشی آن در معرفتشناسی علاّمه طباطبائی، جولانگاه اصلی وی در انتخاب این نوع از مبناگرایی بوده است. تسلسلناپذیری «تصدیقات نظری»، به عنوان مهمترین دلیلی است که علاّمه طباطبائی در اثبات دیدگاه مبناگرایانة خویش، بدان تمسّک میجوید. وی در این زمینه، رابطة «تصدیقات نظری» با «تصدیقات بدیهی» را بر اساس رابطة توالد مورد تحلیل و بررسی قرار میدهد. این در حالی است که چنین رابطهای را بین «تصدیقات بدیهی» و «اصل امتناع تناقض» منتفی میداند. در معرفتشناسی علاّمه طباطبائی، «اصل امتناع تناقض»، نه به عنوان یک «باور پایه»، بلکه به عنوان «اُمّالقضایا» و مهمترین پشتوانة فکری و منطقی حاکم بر اندیشة بشر لحاظ میگردد که بدون توجّه به آن، اساس هر گونه آگاهی و تفکّری نیز منتفی خواهد شد.