سازکارهای مقاومت به زنجره مو (Psalmocharias alhageos) در چهار پایه تاک
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، گروه علوم باغبانی و زراعی، دانشکده کشاورزی و صنایع غذایی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات، تهران، ایران.
2 دانشیار، گروه فیزیولوژی و فناوری پس از برداشت، پژوهشکده میوه های معتدله و سردسیری، موسسه تحقیقات علوم باغبانی، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، کرج، ایران.
3 استادیار، گروه علوم باغبانی و زراعی، دانشکده کشاورزی و صنایع غذایی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات، تهران، ایران.
4 دانشیار ، بخش تحقیقات گیاهپزشکی، مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان قزوین، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، قزوین، ایران.
5 استادیار، گروه علوم باغبانی و زراعی، دانشکده کشاورزی و صنایع غذایی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات، تهران، ایران.
doi
10.22092/spj.2024.366892.1377چکیده
زنجره مو(Psalmocharias alhageos) یکی از آفات مهم تاک است که در ایران، افغانستان، نواحی جنوبی روسیه، ترکیه و عراق فعالیت دارد. هدف از پژوهش حاضر، تعیین سازکارهای مقاومت به زنجره مو در چهار پایه تاک اسپوتا، ناظمیه،Kober 5BB و CH1 بود. این پژوهش در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار و سه اصله تاک در هر واحد آزمایشی از سال 1400 تا سال 1402 در ایستگاه تحقیقات انگور تاکستان اجرا شد. شاخههای تخم ریزی شده زنجره جمعآوری و به تعداد پنج شاخه در کنار هر اصله تاک قرار داده شد تا پس از تفریخ در منطقه ریشه مستقر شوند. از سال سوم منطقه ریشه هرکدام از تاکها از نظر وجود پورههای سن دو تا سه زنجره در پاییز ارزیابی شدند. همچنین میزان فنل کل، ضخامت لایههای ریشه، تشکیل لایه چوبپنبهای و تایلوز در ریشه ثبت شد. بیشترین میزان تراکم جمعیت پوره در ریشه پایههای اسپوتا (6/1درصد) و ناظمیه (5/8درصد) مشاهده شد و در پایه Kober 5BB تراکم جمعیت پوره آفت بسیارکم و ناچیز (فقط چند پوره) بود. در هیچکدام از پایه های مورد بررسی، علائم موجود در اندام هوایی (مانند تأخیر در جوانه زنی، کاهش رشد و کوچک ماندن برگ) ناشی از آلودگی به زنجره مشاهده نشد. بیشترین میزان فنل به ترتیب در پایه CH1 (4/86میلیگرم بر گرم وزن خشک) و کمترین آن نیز در پایه ناظمیه (3/1میلیگرم بر گرم وزن خشک) ثبت شد. بیشترین و کمترین میزان کورتکس ریشه به ترتیب در پایههای اسپوتا (22/39میکرومتر) و CH1 (16/3میکرومتر) مشاهده گردید. بیشترین میزان مجرای آوندی ریشه در پایه CH1 (72/6میکرومتر) بدست آمد که با میزان مجرای آوندی ریشه در پایه Kober 5BB (70/8میکرومتر) تفاوت معنیدار نداشت. در کلیه پایههای مورد بررسی تایلوز مشاهده نشد، ولی بافت چوب پنبهای در کلیه پایهها وجود داشت. با توجه به اینکه در پایه Kober 5BB پورههای زنجره (بجز چند پوره) نتوانستند بر روی ریشه آن مستقر شوند و تغذیه کنند، بنابراین مقاومت این پایه از نوع آنتیبیوز بود. ولی در پایههای ناظمیه، اسپوتا و CH1، پوره های آفت زنجره بر روی ریشه آنها مستقر و از ریشه آنها تغذیه کردند ولی هیچگونه عوارضی را نشان ندادند، مقاومت آنها از نوع تحمل بود.