تبیین رابطة گرایشهای مکانی و طایفه ای و انتخابات مجلس شورای اسلامی (مطالعه موردی: یازدهمین دوره انتخابات در حوزه انتخابیه گچساران و باشت)
نویسندگان
1 نجف آباد
2 نجف آباد
3 نجف آباد
4 تربیت مدرس
doi
10.22067/pg.v4i4.87480چکیده
جغرافیای انتخابات رویکردی نوین به مقولة انتخابات دارد و در آن ابعاد فضایی و مکانی انتخابات بررسی میشود. یکی از عوامل مؤثر بر الگوی رفتار سیاسی مردم در انتخابات، پدیدۀ همسایگی و گرایشهای زادگاهی و طایفهای است. تحلیل فضایی و مکانی پایگاه رأی نامزدهای انتخاباتی در یازدهمین دورۀ انتخابات مجلس شورای اسلامی نشان میدهد که الگوی رأی ساکنان و رأیدهندگان در حوزۀ انتخابیۀ گچساران و باشت بیش از آنکه تابع سطح کلان و همسو با طیف سیاسی اصولگرا و اصلاحطلب باشد، این هویّتهای مکانی و کُنش همسان ساکنان فضا و گروههای اجتماعی سنّتی نظیر ایلات و طوایف است که نقش ناستردنی در خاستگاه رأی ساکنان دارد و به همین مناسبت، کنش سیاسی افراد و جوامع، تابعی از ادراک محیطی و برداشتی است که از منافع خود دارند. ازاینرو، این پرسش مطرح میشود که چه رابطهای بین گرایشهای زادگاهی و طایفهای و انتخابات در حوزۀ انتخابیۀ گچساران و باشت وجود دارد؟ فرضیّۀ تحقیق به این پرسش اینگونه پاسخ میدهد که به نظر میرسد بین دو متغیر گرایشهای زادگاهی و طایفهای و انتخابات مجلس شورای اسلامی در حوزۀ انتخابیۀ گچساران و باشت رابطۀ معناداری وجود دارد. روش تحقیق پژوهش حاضر، توصیفی‑تحلیلی است و روش گردآوری اطّلاعات اسنادی و میدانی است. بر بنیاد یافتههای پژوهش، این نتیجه حاصل میشود که متغیر همسایگی و گرایشهای زادگاهی و طایفهی، مهمترین و نیرومندترین عوامل مؤثر بر الگوی رأی نامزدهای انتخابیه حوزۀ انتخابیۀ گچساران و باشت به شمار میرود.