بررسی رابطه بین رهبری دیجیتال و سواد هوش مصنوعی با اثربخشی تدریس معلمان از طریق میانجی انگیزه شغلی و انعطافپذیری شناختی
نویسندگان
1 کارشناسی ارشد مدیریت آموزشی، گروه علوم تربیتی، دانشگاه آزاد اسلامی، اردبیل، ایران
2 استادیار، گروه آموزش علوم تربیتی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران
3 دانشجوی کارشناسی ارشد روانشناسی تربیتی، گروه روانشناسی و مشاوره، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران.
doi
10.22091/jrim.2026.14574.1439چکیده
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین رهبری دیجیتال و سواد هوش مصنوعی با اثربخشی تدریس معلمان از طریق میانجی انگیزه شغلی و انعطافپذیری شناختی بود. برای دستیابی به این هدف از روش توصیفی - همبستگی به کمک مدلسازی معادلات ساختاری استفاده گردید. جامعه پژوهش حدود 550 نفر از معلمان پایه ششم شهر اردبیل بود. نمونه پژوهش 229 نفر با استفاده از جدول گرجسی مورگان و به روش سهمیهای تعیین گردید. ابزار پژوهش پنج پرسشنامه رهبری دیجیتال کوکونوس و همکاران (Kokonos et al., 2025) سواد هوش مصنوعی نگ و همکاران(Ng et al,2023) ، انگیزه شغلی محمدی آقاجری (Mohammadi Aghajeri,1996)، انعطافپذیری شناختی دنیز و واندروال (Dennis & Vander Wal, 2010) و اثربخشی تدریس محمودی و همکاران (et al., 2019 (Mahmoudi بود. برای تجزیه و تحلیل دادهها از نرمافزار Spss26 و Smart pls3 استفاده شد. یافتههای پژوهش نشان داد که میان سواد هوش مصنوعی معلمان (ضریب مسیر 0.189، آماره t=157/2)، انگیزه شغلی (ضریب مسیر 0.258، آماره t=441/2) و همچنین انعطافپذیری شناختی معلمان (ضریب مسیر 0.271، آماره t= 704/3) با اثربخشی تدریس رابطهای معنادار در سطح 95 درصد وجود دارد. در مقابل، رابطه بین رهبری دیجیتال و اثربخشی تدریس (ضریب مسیر 0.072، آماره0/804 t=) معنادار نبود. همچنین، نتایج نشان داد که رهبری دیجیتال از طریق میانجی انگیزه شغلی تأثیر معناداری بر اثربخشی تدریس دارد (ضریب مسیر 0.168، آماره t=2/328)، اما سایر مسیرهای غیرمستقیم از جمله میانجیگری انگیزش شغلی و انعطافپذیری شناختی در رابطه بین رهبری دیجیتال و سواد هوش مصنوعی با اثربخشی تدریس معنادار نبودند. این یافتهها بر اهمیت تقویت مستقیم مؤلفههایی همچون سواد هوش مصنوعی، انگیزه شغلی و انعطافپذیری شناختی در بهبود کیفیت تدریس تأکید دارد و نشان میدهد که توسعه حرفهای معلمان باید بهصورت هدفمند بر این ابعاد متمرکز شود.