پهنهبندی پتانسیل خطر بیابانزایی با استفاده از رویکرد MADM و مدل آنتروپی شانون، مطالعه موردی: منطقه خضرآباد یزد
نویسندگان
1 استادیارگروه محیط زیست، دانشکده کشاورزی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تاکستان
doi
10.22092/ijsr.2014.100024چکیده
ارزیابی و تهیه نقشه پتانسیل شدت بیابانزایی همواره به عنوان یکی از ابزارهای برنامه ریزان در عرصه مدیریت مناطق بیابانی مطرح بوده است. با توجه به اهمیت کاربردی این نقشهها علیرغم توسعه فنون و روشهای کمی در طی سالهای اخیر، همچنان سعی میشود که روشهایی با خطای کمتر و ضریب اطمینان بیشتر ارائه گردد. در این رابطه با بررسی مدلهای پهنهبندی خطر بیابانزایی ملاحظه شد که نقیصهای که در تمامی این مدلها همواره مطرح بوده این است که در ارزشگذاری شاخصها، تنها ارزش مطلق هر شاخص در هر واحد کاری در نظر گرفته میشد و اولویت آنها در ایجاد شرایط بحرانی مد نظر قرار نمیگرفت که این امر منجربه دستیابی به نتایج غیر واقعی میشد. از این رو هدف این پژوهش ارائه مدلی به منظور طبقهبندی شدت بیابانزایی هم بر مبنای اولویت شاخصها نسبت به هم و هم اهمیت هر شاخص در هر واحدکاری میباشد و در این رابطه از مدل آنتروپی شانون استفاده شده است. این مدل که برگرفته شده از تئوری اطلاعات میباشد با ساختار سلسله مراتبی به ارزیابی پتانسیل خطر بیابانزایی در واحدهای کاری میپردازد و در انتها نتایج را به صورت نقشههای ارزیابی ارائه میدهد. مطالعات انجام شده نشان داد که 43/0% درصد از کل منطقه مطالعاتی به صورت شدید و 92/8% درصد به صورت نسبتاً شدیدی تحت فرایند بیابانزایی میباشد و بیابانزایی با شدت متوسط (18/57%) و نسبتاً متوسط (48/33%) به ترتیب، بیشترین سهم را در منطقه مطالعاتی به خود اختصاص داده است. در عین حال ارزش کمی شدت بیابانزایی برای کل منطقه از مجموع عوامل 065/0 (کلاس متوسط یا V) بدست آمد.