تبیین نظری هستی ‎شناسی دولت‌های ناحیه‎ ای

نویسندگان

1 استاد جغرافیای سیاسی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران

2 استادیارجغرافیای سیاسی، دانشگاه آزاد اسلامی‎،واحد علوم تحقیقات تهران، ایران

3 استادیارجغرافیای سیاسی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران

4 دانشجوی دکتری جغرافیای سیاسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم تحقیقات، تهران، ایران

doi
10.22067/pg.v4i2.85958
چکیده

مبحث قومیت ومطالبات قومی ‎یکی ازموضوعات موردتوجه درحوزۀ مطالعات علوم‎انسانی است. دراین میان، جغرافیای‎سیاسی به‎عنوان یکی از رشته‌های پویا دراین حوزه، به‎دلیل ماهیت فلسفی خود که همانا مطالعه و بررسی بُعد سیاسی فضا است، با نگرشی سیستمی، موضوع پراکندگی فضایی اقلیت‌ها وپراکنش نواحی قومی ‎را موردمطالعه قرارمی‎دهد. دراین مقاله تلاش شده است هستی‎شناسی دولت‌های ناحیه‌ای از دو منظر ماهیت وضرورت، مورد بررسی واقع گردد و به‎این سوال اساسی پاسخ داده شود که چه عواملی ماهیت و ضرورت تشکیل چنین سازه‌هایی را توجیه‎پذیرمی‎سازند؟ در حوزۀ جغرافیای‎سیاسی،"هارتشورن" و"گاتمن" با بحث از علت وجودی دولت، برنقش نیروهای واگرا وهمگرا درایجاد و تداوم بقای کشور تاکید نموده‎اند؛ دراین مقاله ضمن اشاره ونقد این نظریه‌ها، به ‎بررسی عوامل موثر در هستی‎شناسی یا به‎عبارت دیگر ضرورت و چرایی دولت‌های ناحیه‌ای که امروزه درقالب الگوهای فدرالی و خودمختار، دربرخی ازکشورها به‎منصه ظهوررسیده‎اند، می‎پردازیم. هستی‎شناسی دولت‌های ناحیه‌ای درچارچوب حکومت‌های ملی و مستقل، قابلیت تبیین و بررسی را دارند. ماهیت این گونه سازه‌های فضایی، بدون وجود کشور وحکومت ملی مستقل، امکان طرح نداشته وموضوعیت خود را از دست می‎دهند. این مقاله، از لحاظ هدف، بنیادی بوده واز لحاظ ماهیت، توصیفی- تحلیلی می‎باشد. دراین تحقیق روش گردآوری اطلاعات، باتوجه به‎ نوع وابعاد آن به‎صورت کتابخانه‌ای می‎باشد. نتایج تحقیق نشان می‎دهد عواملی همچون حق تعیین سرنوشت و خودگردانی ناحیه‎ای، تقسیم قدرت درابعاد مختلف فضایی، ادراک هویتی وفضایی، شکوفایی توانمندی‌های ناحیه‎ای، هویت‎طلبی ناحیه‎ای، بحران‎زدایی منطقه‌ای و محلی از قلمرو ملی و مدیریت فضا و ایجاد تفاهم میان سازه‌های ناهمگون و ایجاد تعادل ناحیه‎ای، ضرورت وماهیت تشکیل دولت‌های ناحیه‎ای را توجیه‎پذیرمی‎سازند.