بکارگیری پیوندهای خالص در تبیین جایگاه بانک در اقتصاد ایران

نویسندگان

1 استاد گروه اقتصاد نظری، دانشگاه مازندران

2 کارشناس ارشد علوم اقتصاد دانشگاه مازندران

doi
10.22054/ijer.2017.7512
چکیده

محدودیت منابع تولیدی نظیر نیروی کار، سرمایه، انرژی، آب و دیگر منابع تولیدی در کشورهای درحال توسعه سبب شده است تا براساس نظریه رشد نامتوازن، استفاده از آن‌ها در بخش‏های تولیدی با توجه به اولویت این بخش‏ها صورت پذیرد.  این تحقیق در پی تعیین  جایگاه بخش بانک در اقتصاد ایران و تأثیر آن بر دیگر بخش‌های اقتصادی کشور است. برای تعیین میزان اثرگذاری این بخش بر تولیدات دیگر بخش‌های اقتصادی و مقایسه آن با سایر بخش‌ها، از پیوندهای پیشین کل (خالص و ناخالص) استفاده می‌گردد. میزان تحرک‌آفرینی توسعه‌ی فعالیت‌های بانک در بخش‌های مختلف اقتصادی با استفاده از شاخص ارتباط پسین کل (خالص و ناخالص) اندازه‌گیری می‌شود. منابع آماری تحقیق از جدول داده-ستانده سال 1390 مرکز پژوهش‌های مجلس که آخرین جدول به‌هنگام شدهرسمی کشور است تأمین می‌گردد. موقعیت این بخش، هم به‌لحاظ تحریک‌پذیری و هم تحرک‌آفرینی در بخش‌های تولیدی، از متوسط بخش‌های اقتصادی پایین‏تر است. شاخص ارتباطی جزیی پیشین بخش بانک ‏نشان می‌دهد 93/67 درصد از خدمات بانک به‌عنوان کالاهای واسطه در اقتصاد مصرف می‌شود. به این ترتیب، بخش بانک جزء بخش‌هایی است که بیشتر در خدمت بخش‌های تولیدی قرار دارد و از این نظر در بین بخش‌های خدماتی اقتصاد کشور، رتبه نخست را دارد. بخش‏های ساخت مواد شیمیایی، ساختمان و بانک به‌ترتیب بیشترین استفاده‌کنندگان خدمات بانکی به‏شمار می‏روند. در مقابل بخش‏های ساخت مواد شیمیایی، بانک و آب، برق و گاز هم به‌ترتیب بیشترین تأمین‌کنندگان نیازهای بخش بانک به‌حساب می‏آیند.