دلالتهای فلسفی کاربرد هوش مصنوعی در آموزش و یادگیری
نویسندگان
1 دکتری فلسفه تعلیم و تربیت اسلامی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران. رایانامه
doi
10.22091/jrim.2025.14009.1392چکیده
هدف مقاله حاضر، بررسی دلالتهای فلسفی کاربرد هوش مصنوعی در آموزش و یادگیری است. در این پژوهش، روش تحقیق، توصیفی- تحلیلی است و ابزار گردآوری اطلاعات به صورت فیشبرداری از کتب، مقاله و سایر اسناد علمی است. یافتههای تحقیق نشان میدهد که کاربرد هوش مصنوعی در آموزش، مسائل و دلالتهای فلسفی گستردهای را به همراه دارد؛ چراکه استفاده از هوش مصنوعی در آموزش توسط معلمان و دانشآموزان، نهتنها یک چالش فنی، بلکه یک پرسش فلسفی عمیق و بنیادی است. این موضوع شامل جنبههای معرفتشناختی و انسانشناختی گوناگونی میشود، از جمله: تعریف و ماهیت دانش و یادگیری در انسان و سیستمهای هوش مصنوعی، شیوههای بازنمایی دانش و پردازش اطلاعات توسط این دو، مفهوم اصالت دانش و معرفت، منابع معرفت و شناخت در انسان و هوش مصنوعی، تفاوتهای بنیادین در فرایندهای شناختی میان آنها و نقشهای متحولشده معلم و متربی در فرایند یادگیری. چالشهای فلسفی پیرامون اصالت دانش تولیدشده توسط هوش مصنوعی، وابستگی زیادی به تعریف ما از دانش و اصالت دارند و این موضوع، دیدگاههای متفاوتی را ایجاد کرده است. علاوهبر این، تفاوتهای اساسی و قابلتوجه در شیوه یادگیری انسان و هوش مصنوعی، نقش دانشآموزان را به مشارکتکنندگان فعال و نقش معلمان را به طراحان تجربیات یادگیری تغییر میدهد. ازاینرو، بررسی این مباحث و مسائل فلسفی پیچیده برای طراحی و پیادهسازی موفقیتآمیز سیستمهای آموزشی مبتنی بر هوش مصنوعی ضروری است تا بتوانیم از اثرات مثبت این فناوری در ارتقای کیفیت آموزش و یادگیری بهرهمند شویم.