مقایسه روایتهای سهگانه ذینفعان از برنامه درسی تجربهشده دوره ابتدایی با نظر به استعاره تربیتی سفر
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری برنامهریزی درسی، گروه روشها و برنامههای درسی و آموزشی، دانشکدۀ علومتربیتی و روانشناسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 گروه روشها و برنامههای درسی و آموزشی، دانشکدۀ علومتربیتی و روانشناسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران. رایانامه
3 دانشیار گروه روشها و برنامههای درسی و آموزشی، دانشکدۀ علومتربیتی و روانشناسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
4 استادیار گروه رهبری و توسعۀ آموزشی، دانشکده علومتربیتی و روانشناسی، دانشگاه شهیدبهشتی، تهران، ایران
doi
10.22091/jrim.2025.13090.1300چکیده
هدف کلی پژوهش حاضر، مقایسه و تحلیل روایتهای سه گروه ذینفع اصلی برنامه درسی، یعنی معلمان، فراگیران و والدین آنها، ذیل دو کلاناستعارۀ «سفرتربیتی» و «جهانهای موازی»، است. طرح پژوهش از نوع کیفی و روش اصلی پژوهش، از نوع «روایی» و مبتنیبر مصاحبههای نیمهساختاریافته است. مکان پژوهش نیز بهصورت عام، عرصۀ تعلیم و تربیت ایرانی-اسلامی و بهطور خاص، مدرسۀ دولتی ابتدایی واقع در ناحیه دو آموزش و پرورش استان قم است. نمونه پژوهش نیز شامل 3 تَن از معلمان دوره ابتدایی،2 تَن از فراگیران و نیز والدین آنها (به سبب متارکه یک گروه از والدین، جمعاً 3 نفر) میباشد. در خصوص روش تحلیل دادهها نیز باید گفت که تحلیل روایتی با نگاهی فراگیر در سراسر پژوهش جریان داشته و علاوه بر آن، فرآیند اصلی استخراج مفاهیم و مضامین اصلی، با استفاده از روش هفت مرحلهای کلایزی (1987) انجام شده است. یافتهها حاکی از شکاف و فاصلۀ جدی میان ساختار کلان حاکم بر نظام آموزشی و حوزۀ مطالعات برنامه درسی با میدان عمل برنامه درسی و داستانِ واقعی است که در مدرسه جریان دارد. در چنین مختصاتی، ضمن اینکه نمیتوان تربیت را از برنامه درسی جدا دانست، مؤلفههای برنامه درسی، با دفع منطق حاکم بر برنامه درسی (تایلریسم خطی) ماهیتی پیچیده و غیرخطی یافته و بهکلی دگرگون میشوند.