کاربرد فرایند تحلیل شبکه ای و منطق فازی (ANP-FUZZY) در شناسایی منطقه های توسعه گردشگری طبیعت در شهرستان دنا

نویسندگان

1 گروه اقتصاد، آموزش و سیاست محیط زیست، پژوهشکده علوم محیطی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران

2 گروه مهندسی منابع طبیعی (آبخیزداری)، دانشگاه یاسوج، یاسوج، ایران

3 گروه محیط زیست، دانشکده منابع طبیعی و محیط زیست، دانشگاه ملایر، ملایر، ایران

4 گروه محیط زیست، دانشکده منابع طبیعی و محیط زیست، دانشگاه ملایر، ملایر، ایران

doi
10.29252/envs.17.3.29
چکیده

سابقه و هدف: گردشگری طبیعت (اکوتوریسم) نوعی از گردشگری است که بر جاذبه­ های طبیعی تأکید دارد و ویژگی محوری آن، ارتباط با طبیعت و وابستگی به مفهوم توسعه پایدار، ایجاد موقعیت­ های آموزش، بوم ­شناسی و قدرشناسی نسبت به مادر زمین است. با توجه به مفهوم توسعه گردشگری طبیعت پایدار، ارزیابی توان اکولوژیک و شناسایی ظرفیت­ های طبیعی هر منطقه به همراه برنامه ­ریزی صحیح می ­تواند منجر به بهره­ برداری پایدار و مستمر از عرصه ­های طبیعی و در عین حال رفع محرومیت، ایجاد اشتغال و کسب درآمد شود. شهرستان دنا در شمال استان کهگیلویه و بویراحمد با مساحتی بالغ بر 1577 کیلومتر مربع به دلیل برخورداری از پدیده­های نادر و ارزشمند طبیعی از قابلیت­ و پتانسیل­ بالایی در زمینه­ گردشگری طبیعی برخوردار است که می‌تواند بعنوان چشم ­اندازی زیبا در همه فصل­ های سال پذیرای گردشگران و دوست­داران طبیعت قرار گیرد.  مواد و روش ­ها: روش­های تصمیم ­گیری چند معیاره (MCDM) این امکان را فراهم می­ آورد که معیارهای گوناگون بطور همزمان در تعیین بهترین گزینه و مناسب­ ترین شرایط به کار گرفته شوند. فرآیند تحلیل شبکه­ای (ANP) یکی از روش ­های تصمیم­ گیری چند معیاره با ساختار غیر خطی و روابط دو سویه است. در این مطالعه پس از بررسی روابط بین شاخص ­های مختلف توسعه گردشگری طبیعت و تعیین وزن نسبی آن­ها با استفاده از فرآیند تحلیل شبکه­ ای، اقدام به شناسایی منطقه­ های پتانسیل توسعه اکوتوریسم با استفاده از روش ترکیب خطی وزن­دار (WLC) شد. اغلب همراه با روش­ WLC، تئوری مجموعه­ های فازی بمنظور استاندارد کردن شاخص ­ها به کار می ­رود. نتایج و بحث: بر اساس ساختار مدل تصمیم­ گیری فرآیند تحلیل شبکه ­ای، شاخص حساسیت به وقوع زمین­ لغزش با وزن نسبی 0.3 و جهت جغرافیایی با وزن نسبی 0.014 به ترتیب بیشترین و کمترین اهمیت را در مورد شناسایی منطقه ­های پتانسیل توسعه گردشگری طبیعت در منطقه مورد مطالعه داشته­ اند. بر اساس استخراج وزن نسبی 17 شاخص­ گردشگری طبیعت و تلفیق آن­ها به روش ترکیب خطی وزن ­دار، بیشترین مساحت کلاس­ های گردشگری طبیعت به ترتیب به کلاس شایستگی تا حدی مناسب (S2)، نسبتاً مناسب (S3)، کاملاً مناسب (S4) و نامناسب (S1) اختصاص یافته است. نتیجه ­گیری: در بیشتر تصمیم­ گیری ­ها مدیران به جای یک سنجه، خواستار بهینه کردن چندین سنجه هستند. بدیهی است که این سنجه­ ها  بدلیل داشتن مقیاس ­های مختلف با هم قابل مقایسه نبوده و حتی در برخی مسئله­ ها با یکدیگر متضاد می­ باشند به طوری­که افزایش یک سنجه سبب کاهش سنجه دیگر می­ شود. بنابراین در تصمیم­ گیری با معیارهای چندگانه بطور معمول مدیران به دنبال گزینه ­ای هستند که بیشترین مزیت را برای همه معیارها بیان کند. در روش وزن ­دهی AHP، وابستگی معیارها، سنجه­ ها و گزینه ­ها  بصورت خطی و از پایین به بالا یا بالا به پایین است. در این مطالعه مشخص شد که وابستگی سنجه­ های مؤثر بر توسعه گردشگری طبیعت دو طرفه و تشکیل یک شبکه یا سیستم غیر خطی (سیستم بازخور) را می­ دهد که در این صورت برای محاسبه وزن عنصر­ها باید از تئوری شبکه­ ها استفاده کرد. همانند دیگر تحقیق ­های گذشته نتایج این تحقیق نیز نشان داد که استفاده همزمان از منطق فازی و روش ANP در تعیین ارجحیت و وزن معیارها نسبت به یکدیگر شرایط منطقی ­تر و انعطاف­ پذیرتری را برای ارزیابی به روش WLC فراهم می­ کند. مقایسه نتایج این پژوهش با دیگر مطالعات نشان داد که سنجه­ های اثرگذار بر توسعه اکوتوریسم در منطقه ­های مختلف متفاوتند.